برچسب مهرداد فرید

این جمعیت قابل کنترل 1402

مادری ۸۰ ساله در خانواده‌ای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق می‌شود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همه‌ی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمی‌تواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیه‌ی خانواده، مادر را به آرزویش می‌رساند.

تلفن 1393

داستان این فیلم درباره نوجوانی است که در حسرت خرید دوچرخه به سر می برد، او گوشواره ای پیدا می کند و همین اتفاق ماجراهای تازه ای را برای او به همراه دارد.

زنگ حساب 1391

داستان فیلم درباره مرتضی دانش آموز نامنظمی است که مرتب مورد شماتت پدر و مادر خود و اولیای مدرسه قرار می گیرد. مرتضی حتی پسر خاله اش، علیرضا را که پسر درسخوانی است با وسوسه شاگرد اول شدن، وادار به تقلب می کند. در پی این مسئله متولیان مدرسه، از مرتضی می خواهند که از پدرش بخواهد تا برای رسیدگی به این مسائل به مدرسه بیاید. پدر نمی پذیرد و به جای او دایی مرتضی که فردی بزهکار بوده و به تازگی از زندان آزاد شده به مدرسه می رود. دایی ظاهرا به توصیه مدیر مدرسه عمل کرده و تربیت مرتضی را البته به سبک و سیاق خود آغاز می کند . با پا در میانی خانواده اوضاع قدری تعدیل می شود، مرتضی و علیرضا متنبه شده و نگاه خویش را تغییر می دهند.دایی نیز ...

تب برفکی 1390

پلیس، شاهین طایفه را که در یک باند قاچاق لوازم آرایشی فعالیت میکند به صورت مقطعی از زندان آزاد میکند تا در راه شناسایی باندهای قاچاق که در چند استان مرزی فعالیت دارند با آنها همکاری کند. شاهین که موقع عقد دستگیر شده با انگیزه ی جبران و داشتن زندگی بهتر و اثبات مهرش به دختری که قرار بوده با او ازدواج کند این همکاری را میپذیرد. پلیس آگاهی و نیروهای امنیتی در عملیاتی وسیع و همزمان، موفق به کشف باندهای قاچاق و سران آن میشود...

یک نفر از میان ما (قلک آرزو) 1394

فیلم «یک نفر از میان ما» درباره گروهی از دانش آموزان مدرسه پسرانه است که قرار است به یک اردوی علمی بروند و باید پدرهایشان به صورت حضوری در مدرسه رضایت نامه را امضا کنند. اما «پوریا» دوست ندارد پدرش را کسی ببیند.

شکست سکوت 1394

این اثر داستان جوانی به نام امیرحسین را بیان می کند که بیماری قلبی دارد و باید هرچه زودتر عمل پیوند قلب انجام دهد. او بر حسب اتفاق با زوج جوانی به نام های کامران و فریبا تصادف می کند و پزشکان تصمیم می گیرند قلب کامران را که دیگر مرگ مغزی شده است با رضایت مادرش به امیرحسین پیوند بزنند، عمل پیوند انجام می گیرد و حالا امیرحسین که خود را مدیون مادر و فریبا نامزد کامران می داند سعی می کند به آنها کمک کند و اینها باعث شکل گیری اتفاقاتی می شود.

در مسیر زاینده رود 1389

جوان فوتبالیستی به نام مهران سارنگ (اشکان خطیبی) برای قرارداد با یک باشگاه اصفهانی به اصفهان می‌آید و ناخواسته جوانی اصفهانی به نام مسعود مصیب که یک فعال فرهنگیست را، در یک تصادف به قتل می‌رساند. و به ناچار به دنبال اخذ رضایت از خانواده مقتول است.

سودا 1400

دو مجرم توسط پلیس دستگیر شده و در حال انتقال به دادگاه میباشند. در مسیر انتقال توسط افرادی ناشناس به ماشین پلیس حمله شده و دو نفر متواری میشوند....