برچسب مهرداد صدیقیان

عطر داغ 1397

«عطر داغ» روایتی از زندگی جوانانی است که در مواجهه با چالش ها، تلاش می کنند سرنوشتشان را تغییر دهند. این فیلم درباره دختر جوانی به نام «مریم» است که باید ساعت 9 شب خانه باشد، اما اتفاقاتی سر راهش قرار می گیرد که او را وارد چالش و تجربه جدیدی می کند.

دیوار 1391

جمیل، رئیس یک باند تبهکاری است که توسط همسر خواهرش، سرهنگ یونس سبزی به زندان افتاده‌است. او ۱۵ سال زندان بوده‌است. او در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش (خورشید) با پسر سرهنگ سبزی (امیرحسین) مطلع می‌گردد و با اینکه کینه و نفرت نسبت به یونس، سرتاسر وجودش را گرفته، با ازدواج فرزندانشان موافقت می‌کند. اوکه در تمام این سال‌ها به انتقام فکر می‌کرده، در روز عقد دخترش از زندان آزاد می‌شود و …

شاهگوش 1392

کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …

مدینه 1393

این سریال سرگذشت زنی به نام مدینه را روایت می‌کند که پس از فوت همسرش، جهان، تصمیم می‌گیرد کارخانه به‌ جا مانده از وی را اداره کند. او برای این کار از پسر خوانده‌اش بهمن کمک می‌گیرد. جهان در کارخانه شریکی به نام عبدی داشته و حالا بهمن برای خریدن سهم شریک‌ شان مبلغ هنگفتی پول نزول می‌کند، اما ماجرا طوری که مدینه و بهمن انتظار داشتند، پیش نمی‌رود و عبدی کشته می‌شود.

مدینه (با بازی پریوش نظریه) که از مرگ شوهرش مطلع شده است، بعد از 20 روز در دریا به همراه پسرش(با بازی مهرداد صدیقیان) به دنبال جسد شوهرش می گردد اما بعد مدتی دست خالی و ناکام از پیدا کردن جسد شوهر به تهران باز می گردد .

مدینه بعد از برگزاری مراسم چهلم و به کارخانه به ارث مانده از شوهرش می رود و در آنجا متوجه تقلب و حقه بازی های شریک شوهر(با بازی مهدی سلطانی) می شود و… . تلاش مدینه برای نجات کارخانه و گرفتن حق فرزندانش از شریک شوهر مرحومش داستان این سریال را می سازد.

سقوط یک فرشته 1390

موضوع داستان در رابطه با پیرمردی با ایمان به نام حاج حبیب است که دختری به نام سارا دارد. حاج حبیب با همسر دوست قدیمیش که سال‌ها پیش از دنیا رفته یعنی ریحانه ازدواج می‌کند. ریحانه نیز دختری همسن و سال سارا به نام فاطمه دارد. در این میان سر و کله نیما پیدا می شود و...