مجنون بی لیلی 1398
این فیلم داستان پیرمرد تنهایی را روایت میکند که بعد از فوت همسرش هر کدام از فرزندانش به خاطر مشکلاتشان اصفهان را ترک کرده اند و تنها همدم و مونس حاجی بابا دوچرخه ای است که از زمان جوانی تا به امروز همراه اوست، اما یک روز در اثر سانحه ای حاجی بابا با دوچرخه اش نقش بر زمین می شود و در راه انتقال به بیمارستان دوچرخه به سرقت می رود و در ادامه داستان بازگشت فرزندان و نوه ها به اصفهان و تلاش آنها برای یافتن دوچرخه و مشکلاتی که بر سر راه آنها قرار می گیرد به تصویر کشیده می شود
پیچ جاده نمناک روایتگر داستانی است عاشقانه در ژانر نوآر که در چهل و دو سال پیش اتفاق می افتد. احمد مفخم معروف به شیرمرد یک معلم عشایری در سیاه چادرهای ایل قشقایی است که سالها در حال مبارزه سیاسی بوده است که توسط ساواک دستگیر می شود و مامور انتقال شیرمرد به تهران یکی از نیروهای ژاندارمری سمیرم است که سالها قبل شاگرد شیرمرد در سیاه چادرها بوده است و حالا او بر سر دو راهی عشق و معرفت قرار می گیرد.
فرشتگان بی بال روایت داستان زندگی خانواده ي حاج فتاح معتمد محل اسـت کـه پسرش نیما یک تعمیرگاه اتومبیل دارد و دخترش نیره دکتر اسـت. لیلا دوست نیره کـه او هم دکتر اسـت نامزد نیما اسـت. نیکان پسر یکی از دوستان قدیمی حاج فتاح کـه سال ها در کشور آلمان زندگی کرده، برای فروش خانه پدری اش بـه ایران آمده اسـت کـه ویروس کرونا باعث میشود بازگشتش بـه تعویق بیفتد و…
این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره
روایت اول آن ها روایت مهرناز (شبنم مقدمی) است. همسر بهنوش بهتازگی فوت کرده است. او مانده و یک بدهی تسویه نشده و سند خانهای که گرو بانک است. بهنوش شبها از مادرش در بیمارستان پرستاری میکند و همانجا با مردی آشنا میشود که از بهنوش میخواهد از مادر او نیز پرستاری کند. آشنایی با این مرد، ابعاد تازهای به زندگی بهنوش میبخشد.
روایت دوم، روایت شهلا (سمیرا حسنپور) است. زنی از طبقه مرفه که همسرش مدتی است فلج شده است و روی تخت بیماری است. اینکه شهلا بچه میخواسته است یا الآن چه میخواهد مهم نیست، مهم این است که همسرش روزهای آخر عمرش را سپری میکند و از شهلا هم کاری برنمیآید.
روایت آخر، قصه فرزانه (هدی زینالعابدین) است. دختری از قشر پایین جامعه که در شرف ازدواج است. بارداری ناخواسته و نا به هنگام فرزانه همه برنامهها را بههمریخته است. فرزانه بین آبروی خانوادهاش و سقط فرزندش و یا رضایت همسرش و نگهداشتن بچه باید یکی را انتخاب کند.
داستان این فیلم درباره سید امیر موسوی، متولد مردادماه 1369 فرزند شهید و فرمانده پایگاه بسیجی است که نام پدر شهیدش بر آن ثبت شده است. همسر او در خیابان، مورد تعرض مردی قرار میگیرد که از قضا، متنفذ و دارای تابعیت یکی از کشورهای اروپایی است. ضربههای مرد، فرزند امیر و هانیه را می کشد و این، آغاز ماجرای فیلم است.