برچسب مهران ممدوح

شکستن همزمان بیست استخوان 1397

عظيم يه پناهنده افغان در تهران است که شب ها در شهرداري تهران کار مي کند. به عنوان برادر بزرگ خانواده، او به مادرش، برادرش فاروق و خانواده او کمک مي کند تا به صورت قاچاقي وارد آلمان شوند. اما در لحظه آخر فاروق در کمال شرمساري به او مي گويد قصد بردن مادرشان را ندارد. عظيم تصادفا متوجه مي شود که مادرشان نا 2 ماه ديگر از دنيامي رود و نيازمند پيوند است.در حالي که به دنبال عضو پيوندي براي مادرش است متوجه مي شود که ايراني ها به فرد خارجي از لحاظ قانوني نمي توانند عضو اهدا کنند و تنها فرد مناسب براي اين کار خودش است. حالا بايد بين جان خودش و مادرش يکي را انتخاب کند...

همه چی عادیه 1395

روايتگر داستان زندگي جواني روستايي است که به دليل کمبود و بحران آب و به دنبال لقمه ناني به پايتخت مهاجرت مي‌کند. او مجبور به فعاليت در مشاغلي مي‌شود که دانش و تجربه‌اي از آنها ندارد

هفت و نیم 1397

هفت و نیم ماجرای زندگی هفت دختر افغانی و ایرانی را در هفت اپیزود به صورت سکانس پلان روایت می کند و قصه دخترانی است که جمعه شب مراسم عروسی آنها برگزار شود اما هر کدام از آنها به نوعی درگیر مسئله ای هستند.