برچسب مهران فتحی

روشن 1399

روشن، مرد میانسال عشق بازیگری، نمی‌تواند خانه ثبت‌نامی‌اش را بگیرد و در آستانه فروپاشی همه‌چیز، تصمیم می‌گیرد نقشش را بازی کند.

سرکوب 1397

سرکوب داستان یک روز از یک خانواده می‌باشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) می‌باشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر می‌پرداخته و مدتی است که از خانه رفته‌است. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شده‌است که بعد از چند هفته متوجه می‌شود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی می‌پردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو می‌باشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذرانده‌است. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده می‌باشیم اما هیچ‌یک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمی‌باشند.

حکایت دریا 1395

نویسنده ی ناخوش بنام طاهر محبی که سه سال در یک موسسه روان درمانی بستری و در آستانه ابتلا به شیزوفرنی بوده نقش اصلی این فیلم میباشد. پزشک معالج او (مصفا) می خواهد او را ترخیص کند تا به منزل خودش برود و همسرش ژاله (معمتد آریا) از او پرستاری کند اما وقتی می شنود که همسرش درخواست طلاق داده ، در تصمیم خود تردید می کند. ظاهرا افسردگی باعث شده تا زندگی با او غیرقابل تحمل باشد.اما به سفارش پزشک معالج طاهر ، ژاله از اعلام تصمیمش برای طلاق به او منصرف می شود و آنها با حالت موذبی در خانه ی ساحلی شان مستقر می شوند.

شکلاتی 1395

این فیلم درباره کارخانه شکلات سازی است که به پارسای ۱۳ ساله ارث می رسد و پارسا با کمک دوستان خود سعی در اداره آن دارد.

اکسیدان 1395

نگار (لیندا کیانی)، نامزد اصلان (جواد عزتی)، که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج از کشور سفر می‌کند. اصلان به دنبال راهی برای رفتن به اروپا است تا بتواند نامزدش را برگرداند و برای گرفتن ویزای یک کشور اروپایی کارهای عجیبی انجام می‌دهد.

پاستاریونی 1397

پاستاریونی داستان غذاهاست. فیلم با بریانی اصفهانی ها شروع می شود و هوشان وقتی رستوران پدرش در تهران را ورشکسته می بیند ، تصمیم می گیرد که یک بریانی به جای رستوران فست فود پدرش در تهران باز کند. رستورانی که به دلیل یک رقیب بسیار قدرتمند و مجلل در آن گوشه خیابان به نام پاستاداپیتزا رونق خود را از دست داده است و ...

میلیونر میامی 1395

کسری (علی قربان زاده) قصد دارد با صحنه‌سازی مرگش، پول بیمه عمر خود را دریافت کند و با توصیه یک دوست نزد محسن (حمید فرخ نژاد) می‌آید و به پیشنهاد محسن، هر دو، راهی مراکز روان‌درمانی و جلوگیری از خودکشی می‌شوند و در آنجا با رضا (صابر ابر) که معتقد است تاکنون بارها مرده و دوباره به زندگی برگشته و آرزویش یک مرگ رؤیایی مثل زنده‌زنده سوخته شدن است، آشنا می‌شوند تا با کمک او نقشه‌شان را عملی کنند؛ اما طبیعی است که در چنین شرایطی، قرار نیست همه‌چیز راحت و بی‌دردسر پیش برود و ماجراهای این گروه عجیب از همین‌جا شروع می‌شود.