ما خیلی باحالیم 1396
دو جوان که سودای بازیگری و خوانندگی را در سر میپرورانند به امید رسیدن به آرزویشان از شهرستان به تهران میآیند و در ادامه داستان دچار ماجراهای بسیار جالبی میشوند…
دو جوان که سودای بازیگری و خوانندگی را در سر میپرورانند به امید رسیدن به آرزویشان از شهرستان به تهران میآیند و در ادامه داستان دچار ماجراهای بسیار جالبی میشوند…
شکور زمینگیر و در آستانه مرگ است. اما هر بار در آستانه جانبهعزراییلدادن، منصرف میشود چرا که در روستای محل اقامت او دیگر جایی برای دفن شدن مردگان وجود ندارد و شکور از «بیقبری» میترسد. مشکل وقتی حادتر میشود که روستای بالادست هم اجازه خاککردن مردگان روستای پاییندست را نمیدهد. تنها کسی که میتواند مردگان را در زمین خود دفن کند شیرمرد، ثروتمند روستاست که وقتی فضا را مساعد درآوردن پول میبیند، با انواع و اقسام کلکها میخواهد قیمت زمینش را بالاتر ببرد. پیگیریهای فاضل پسر شکور برای پیدا کردن محل دفنی مناسب برای پدر هم بینتیجه میماند. فاضل از یک سو درگیر پیدا کردن قبر است و از سوی دیگر وقتی متوجه میشود عشق قدیمیاش خاطره به روستا برگشته و پیش مادرش زندگی میکند، دچار غلیان احساسات میشود. وقتی هم که شکور در آستانه احتضاری دیگر، تصمیم میگیرد از گلبانو، مادر خاطره حلالیت بطلبد، ماجرا به مسیر عشق و عاشقی میافتد …
داستان «بچگیتو فراموش نکن» درباره ارتباط متقابل کودکان و بزرگترها و آرزوهای آنهاست. کودکان میخواهند بزرگ شوند و بزرگترها دلشان میخواهد کودک باشند، ولی گاهی آرزوها در صورت تحقق با مشکلاتی همراهند... .
زندگی زن بارداری به نام لیلا را روایت می کند او به همراه همسرش فرید و فرزند 2 ساله اش مستاجر 2 پیر زن مهربان است روزی برای لیلا میهمان می رسد و ماجرایی برای او رغم می خورد.
انسي و ذبيح در حاشيهي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.
این فیلم داستان پنج دوست است که باغی را به صورت شریکی خریداری میکنند و شرط میکنند آخرین نفری که ازدواج نکرده باشد مالک باغ میشود. هشت سال بعد از شرط کردن شاهین از سفر خارج بر میگردد و وقتی می بیند قیمت آن باغ سر به فلک کشیده به سراغ کیا (مجید صالحی)می رود که ببیند چه کسانی از آن پنج دوست ازدواج کرده اند بعد از آن درصدد است تا کسانی را که ازدواج نکرده اند وادار(با کلک)به ازدواج کند و پول باغ را بگیرد و به طلبکارانش بدهد.
جوانی به نام حمید (مجید صالحی) در یک شرکت بزرگ کار میکند و یک سری اتفاقات در شرکت می افتد که زندگی او را به خطر می اندازد و…
داستان فیلم در زمان آینده و در شهر خیالی رخ می دهد. شهری که مردمان آن در انجام گناه کوتاهی نمی کنند و در این وضعیت روحانی شهر ( اکبر عبدی ) اعلام می کند که به زودی در شهر زلزله خواهد آمد و ...