برچسب مهران تاییدی

دو سرنوشت 1368

جلال، كه مستخدم خانه ي دكتر يوسفي است، ناخواسته مرتكب قتل مي شود و ماجرا را براي دكتر بازگو مي كند؛ اما موقع بازجويي دكتر را به عنوان قاتل معرفي مي كند. دكتر به دليل فقدان مدارك تبرئه مي شود. جلال كه از كرده خود پشيمان است در يك بحران روحي همسرش را مضروب مي كند. او ناخواسته جوان ديگري را به نام احمد به قتل مي رساند و خود پس از تعقيب و گريز به دست پليس از پا درمي آيد.

خوش خیال 1371

مهدي با آرزوهاي دور و درازش، پس از مرگ همسرش، به همراه پسرش محمد در يك متل واقع در شمال زندگي مي كند. با عقب افتادن پرداخت اجاره، براي مهدي اخطاريه مي آيد. مهدي با برادر ثروتمندش علي كه همواره آرزو داشته محمد را به عنوان فرزند خود بزرگ كند، تماس مي گيرد. علي كمك به مهدي را مشروط به ازدواج مجدد مهدي و سپردن سرپرستي محمد به او اعلام مي كند. مهدي به آذر، خواهر دوستش معرفي مي شود كه او نيز زني مطلقه است. آذر و مهدي به سراغ ابراهيم، دوست فيلمساز مهدي مي روند و در فيلم حادثه اي او بازي مي كنند. پس از پايان فيلم، ابراهيم كه به مهدي در مورد نقشه هاي ساخت هتل و سينما جواب مثبت داده بود، زير قولش مي زند و مهدي سرخورده به محل اقامتش برمي گردد تا موافقتش را با رفتن محمد نزد علي اعلام كند، اما محمد كه به پدرش علاقه مند و مخالف اين كار است، دست مهدي و آذر را مي گيرد و خانواده جديدي تشكيل مي شود.

پشت دیوار شب 1376

پدر اسماعيل مديرعامل يك شركت ساختماني است و درست زمانيكه اسماعيل قصد رفتن به ژاپن را دارد، پدر بيمار مي شود و اسماعيل ناچار از رفتن به ژاپن صرف نظر مي كند، چراكه با رفتن او شركت منحل مي شود و نامزدش را هم از دست مي دهد. بدين ترتيب او مديرعامل مي شود و با زهرا ازدواج مي كند، اما بعد از گذشت چند روزي به دليل بدبين شدن دولت به عملكرد شركت ها ـ مردم براي دريافت سهام خود به شركت هجوم مي آورند و همسر اسماعيل مجبور مي شود كه تمام پس انداز خود را به سهامداران بدهد. در عين حال عموي اسماعيل هم پول هاي شركت را گم مي كند و اسماعيل ناراحت شده به خودكشي فكر مي كند، اما مردي در هيئت يك ناجي از غيب به كمكش مي آيد و آرزوي اسماعيل را كه اي كاش هرگز به دنيا نمي آمد عملي مي كند وليكن اسماعيل از موقعيت جديد خود پشيمان مي شود و ناجي كمك مي كند تا او به زندگي واقعي خود بازگردد.