برچسب مهران احمدی

تا ثریا 1390

زن میانسالی به نام ثریا (آزیتا حاجیان) که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست داده‌است، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ (همایون ارشادی) که یکی از بیمارها بوده‌است، آشنا می‌شود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ (مهران احمدی) قرض می‌دهد و قرار می‌شود که سود پول را نیز از او بگیرد...

کاکا 1395

حسام مرد شصت ساله ایست که زن دوم و جوانی ، دور از چشم خانواده اش میگیرد . پسر حسام غافل از اینکه بداند او همسر پدرش است ، از پدر و مادرش میخواهد او را برایش خواستگاری کنند. فیلم ، درگیری دو نسل را در مقابل زیاده خواهی نسل گذشته و مهجور ماندن نسل جدید را نشان می دهد.

پایتخت 6 1398

قصهٔ سریال «پایتخت ۶» با فوت بابا پنجعلی و اهدای اعضای بدن او آغاز می‌شود.بهبود فریبا(مهران احمدی) پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد اما ماجراهایی برایش پیش می‌آید که فهیمه(نسرین نصرتی) را از شوهرش دلسرد می‌کند. بهبود در این فصل به بیماری سندرم دست بی‌قرار مبتلا است. بهتاش(بهرام افشاری) که در فصل ۵ بیکار و آس و پاس بود، حالا دروازه‌بان باشگاه فوتبال نساجی مازندران شده‌است و به بازیکن فوتبال پیتر چک علاقه دارد و نقی معمولی هم سیاسی شده و راننده و محافظ شخصی نمایندهٔ مجلس است. هما، همسر نقی هم گویندهٔ اخبار شده‌است. ارسطو با فردی به اسم کاووس ناخواسته وارد فروش مواد مخدر می‌شود و از ماشین نقی که رانندهٔ نمایندهٔ مجلس است، برای جابجایی مواد استفاده می‌کند،بهتاش هم که در پست دروازه بان برای نساجی درخشیده به پانایتینایکوس یونان می‌پیوندد. آن طرف هم رحمت با خانم بیاتی ازدواج میکند. بعد از این اتفاقات به یک سال بعد می رود که برادر هما از نقی به جرم مبتلا کردن پدر خود به بیماری کرونا شکایت می کند. ارسطو هم که به جرم توزیع و پخش مواد مخدر دستگیر شده بود آزاد می‌شود و به کار توزیع شلوار می زند. همچنین رحمت سه قلو دار میشود. بهتاش شب قبل تحویل سال متوجه می‌شود که از تیم پاناتینایکوس اخراج شده. بالاخره ستار برادر هما شکایتش را پس می‌گیرد و از نقی می‌گذرد.

آوای باران 1392

این فیلم زندگی مردی به نام طاها ریاحی که تاجر دارو است را روایت می‌کند که با بروز اتفاقاتی دگرگون شده و سرنوشت عجیبی برای او و دخترش رقم می‌خورد. او پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد و به دنبال دختر گمشده خود می‌گردد و متوجه می‌شود که نادر و زیور، خواهرزاده و همسر خواهرزاده‌اش، نتوانسته‌اند از دخترش نگهداری کنند و دخترش از خانه به دلیل آزار و اذیت آن‌ها فرار کرده و میان گروه‌های تکدی‌گری سر درآورده است. زیور و نادر سعی دارند دختر خودشان که بیتا نام دارد را جای باران، دختر طاها، جا بزنند اما اوضاع آنطور که باید پیش نمی‌رود و باران به دنبال پدر خود می‌گردد و این در حالی است که شکیب سردسته تکدی‌گرها قصد اخاذی و به دست آوردن پول از طریق این خانواده را دارد؛ در این میان کیانوش پسر جوانی که از زمان کودکی با باران در سر چهار راه آشنا شده بود و او را به شکیب معرفی کرده بود عاشق باران شده‌است و در این حال شکیب توسط یکی از پسران تکدی گری کشته می‌شود و همسر او آفرین به دلیل بچه در شکم داشتن و خونریزی پیش از حد می‌میرد و نادر با خانواده به سمت یک بندر می‌روند تا با دوست نادر دیدار کنند دوست نادر به نادر پیشنهاد می‌دهد که خودش به مالزی بروند وخانواده به مرز ترکیه بروند ولی نادر گول می‌خورد و معلوم نمی‌شود چه اتفاقی برایش می‌افتد و زیور و بیتا در تونل تصادف می‌کنند و بیتا به بیمارستان منتقل می‌شود طاها هم دختر خود را پیدا می‌کند و زیور هم به گدایی می‌افتد.

ابله 1393

هوشنگ نویسنده‌ای است که در نگارش فیلمنامه‌های پلیسی جنایی تخصص دارد. او درگیر ماجرای یکی از شخصیت‌های عجیبش به نام پریسا می‌شود و …

آشپزباشی 1387

داستان این سریال دربارهٔ زوجی به نام اکبر عالی‌مقام (با بازی پرویز پرستویی) و مینو خیرخواه (با بازی فاطمه معتمدآریا) است که دارای چهار فرزند و صاحب رستوران بزرگی در تهران هستند. مصاحبه مینو در تلویزیون موجب اختلاف این دو نفر می‌شود و تصمیم به جدایی از هم میگیرند؛ که این موضوع سرآغاز اتفاقات گوناگون می‌شود ...

میخواهم زنده بمانم 1399

داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ می‌دهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده می‌شوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خنده‌ها به غم تبدیل می‌شود، هما در دو راهی سختی قرار می‌گیرد…