برچسب مهدی کرم پور

شیفت شبانه 1388

این فیلم ماجرای افسر نگهبان جوانی را روایت می کند که به تازگی عقد کرده است. او در شیفت کاری خود در شب، پس از رساندن همسرش به خانه و هنگام مشاهده یک دزد، تصادف می کند. این افسر نگهبان در بازگشت از بیمارستان با همان دزدی روبه رو می شود که دستگیر شده و …

روز هشتم 1388

داستان این فیلم بيانگر سفر سه نفر است كه برای رسيدن به خواسته‌شان عازم مشهد می‌شوند. اين كاراكترها در نهايت به واسطه تمسك‌شان به امام هشتم به خواسته‌ خود دست پيدا می‌كنند.

سال های ابری 1393

زندگی حسین سالار از روزی به هم می‌ریزد که جاسم، پرده از سال‌های ابری ذهن سالار برمی‌دارد. دیری نمی‌گذرد که سالار می‌فهمد این فقط بخشی از هجمه بزرگی است که کیان زندگی او را هدف گرفته و او باید تصمیمی بزرگ بگیرد. مصالحه با مهاجمان، یا آغاز مبارزه برای اثبات شرافتی که سال‌ها برای آن تلاش کرده‌است.

یک تکه زمین 1391

حاج حیدر (داریوش ارجمند) از آن نانواهای قدیمی تهران است که هنوز نانش را روی ترازو می‌کشد و دست مشتری می‌دهد. نزد مردم احترام دارد و بزرگ محل است. نظم این زندگی از روزی به هم می‌خورد که او نانوایی التفات (آتیلا پسیانی) را به دلیل تخلف می‌بندد...

چه کسی امیر را کشت 1384

اتوموبيل سوخته امير از ته دره جاده چالوس همراه با جسد سوخته اش پيدا مي شود. همسرش زيبا زيبادوست، شريكش اكبر،‌ دخترخوانده اش عسل، روان كاو خانوادگي شان دكتر كامبيز مطلق، دوست و همكار و هم دانشكده‌اي‌اش حميد، دوست زمان كودكي و هم محله‌اي‌اش و همسر صيغه اي مرجان پس از ابراز تأسف بابت اين حادثه، حرف هايي درباره امير و رابطه خودشان با او مي گويند. به تدريج از حرف هاي‌شان چيزهايي فراتر از ظاهر قضيه آشكار مي شود و معلوم مي شود كه همه آنها بدون اطلاع يكديگر، نقشه اي براي قتل امير كشيده و اجرا هم كرده اند. اما بر اثر يك اتفاق،‌ امير زنده مانده. او خسته از پيرامونش، از مدت ها پيش قصد داشته همه چيز را ترك كند و به جايي دور از آدم ها و زندگي روزمره اش برود و با خود خلوت كند. پرونده هاي شركت را به راننده شركت مي سپارد تا به دفترشان ببرد و جسدي كه در ماشين پيدا شده، جسد راننده بوده است. حالا امير در گمنامي بهتر مي تواند در خلوتش بماند.

پل چوبی 1390

سال ۱۳۸۸. امیر (بهرام رادان) و شیرین (مهناز افشار) در آستانهٔ دهمین سالگرد ازدواج‌شان قصد مهاجرت از ایران را دارند. در تب‌وتاب پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری کارهای سفرشان به مشکل برمی‌خورد و تنها راه پیش رو پیشنهاد استاد قدیمی‌شان کامران صبوحی (مهران مدیری) است که مدتی قبل به آن‌ها گفته شیرین برای گرفتن ویزا و فراهم‌کردن مقدمات مهاجرت نزد او در دبی برود و امیر در آن مقطع به دلیل علاقهٔ قدیمی صبوحی به شیرین مخالفت کرده‌است. یک ماه مانده به انتخابات شیرین می‌رود و کارها به‌دلیل حوادث پس از انتخابات برای امیر بیشتر گره می‌خورد. دستگیری آیدا خواهر امیر در این اثنا و بازگشت نازلی (هدیه تهرانی) عشق قدیمی امیر که ده سال قبل او را رها کرده و رفته، بحران را تکمیل می‌کند.

طهران تهران 1387

در اپیزود اول، خانه ی قدیمی یک خانواده ی فقیر، روی سرشان خراب می شود. آنها که حالا نمی دانند کجا باید بمانند و روزهای عید را چگونه بگذرانند، تصمیم می گیرند با تور، دور تهران را بگردند. آشنایی آنها با آدم هایی گرم و صمیمی در طی این گردش، باعث می شود با شهری که در آن زندگی می کنند بیشتر آشنا شوند. در اپیزود دوم، کنسرت راک عده ای از جوانان لغو می شود و ما با مشکلات تک تک آنها از نزدیک آشنا می شویم.