عکسهای مراسم هفتم عارف لرستانی با حضور هنرمندان و بازیگران +ویدیو


مه رو، دختربچه پرورشگاهي كه خانواده اش را در حادثه زلزله از دست داده، از طريق اينترنت، پدربزرگش را مي يابد و به روستا نزد آن ها مي رود. در آن جا متوجه مي شود كه چند زمين خوار با خريد زمين، روستاييان را آواره شهرها مي كنند. مه رو به همراه خانم معلم و بعضي اهالي روستا در صدد مقابله با اين جريان برمي آيند.
سه قصه با هم در اين فيلم روايت مي شود که همنشيني ارواح و انسان ها است. مردي (عليرضا شجاع نوري) در جنگل گم ميشود و هيزم شکني او را نجات ميدهد. مرد متوجه مي شود که هيزم شکن روح بوده. در قصه بعدي مادر و دختري همسفر مي شوند که دختر سال قبل در راه شمال جان باخته و مادر براي به يادآوري خاطرات او به همان جاده سفر مي کند. در قصه بعدي دو مرد قصد مهاجرت قاچاقي از ايران را دارند. يکي از آنها همدستش را به قتل مي رساند اما روح او همراهش است.
حميد و هما زوج ناباروري هستند كه تصميم گرفته اند از راه اجارهي رحم بچهدار شوند. اين دو در راه پيگيري و انتخاب شخص مورد اطمينان براي اين منظور به زن جواني به نام رضوان بر مي خورند كه با وجود شرايط مساعد داراي مشكلاتي است. اتفاقي كه براي اين زوج پس از آشنايي با رضوان مي افتد سبب مي شود آنها به شناخت تازه اي از خود و پيرامون شان برسند.
داستان از سال 10بعثت محمد و زماني که مسلمانان در تحريم اقتصادي هستند شروع ميشود. ابوسفيان با بازي داريوش فرهنگ از ابوطالب که پير است ميخواهد که به محمد بگويد که خدا را در دلش نگه دارد. ابوطالب به اتاق نبي اسلام ميرود و پيامبر در حال نماز خواندن است و بعد از سوره توحيد سوره فيل را ميخواند و سپس در يک فلشبک که اکثر فيلم را شامل شده به سال عام الفيل و تولد پيامبر و دوران کودکي وي از زبان خود ابوطالب به عنوان راوي فيلم ميرود. در سال عام الفيل، ابرهه يکي از سرداران لشکر حبشه به دستور پادشاه اين سرزمين به مکه لشکرکشي ميکند تا کعبه را از بين ببرد. ابرهه به وسيله چندين هزار نفر با فيل، اسب و تجهيزات جنگي فراوان به سوي شهر مکه ميآيند ولي در نزديکي مکه که حريم مکه به شمار ميرود، فيلها به جلو پيش نميروند و تعداد بسيار زيادي پرنده به نام ابابيل در حالي که سنگهايي در ميان نوک خود دارند، بر سر ارتش ابرهه فرو ميريزند و همه را از بين ميبرند. پس از پايان فلشبک، داستان دو مرتبه به سال ده بعثت و اوضاع بد مسلمانان تحريم شده ساکن در بيرون مکه برميگردد و در ادامه روايت نمايان شدن قرارداد تحريمها عليه مسلمانان خورده شده توسط موريانهها به تصوير کشيده ميشود. فيلم محمد از محاصره مسلمانان در شعب ابيطالب آغاز ميشود و به پيش از ميلاد پيامبر اسلام بازميگردد. صحنههاي درگذشت مادر محمد در روستاي ابواء و صحنههاي مربوط به دوران شيرخوارگي و خردسالي پيامبر در روستاي سعديه هم از ديگر بخشهاي فيلم است. فيلم محمد با اولين سفر پيامبر به شام و رسيدن به صومعه بحيرا به پايان ميرسد. «بحيرا» راهبي مسيحي است که درباره ظهور آخرين پيامبر به ابوطالب بشارت ميدهد
درباره زندگي دختري به نام ژان است. او كه دختري مسيحي است درصدد ازدواج با آندره است، اما با پدرش بر سر هويت خود درگيري دارد. تصادف ژان با دختري جوان او را به هويت اصلي خود نزديك مي كند.
این فیلم حکایت زندگی جوانی اصفهانی است که پدرش نذر کرده در حوزه درس بخواند و به قم و تهران آمده و با دختری بنام پریسا (بهنوش طباطبایی) نامزد شده است ولی برادر نامزدش مرتکب قتل میشود و او را هم دچار مخمصه میکند و روند زندگش اش را تغییر میدهد.
گاهی داستان سه زوج است که سابقاً در دانشگاه با هم دوستی داشتهاند. حالا پس از مدتها در ویلای خارج از شهر یکی از زوجها، جمع میشوند. قرار است صاحب خانه دیگران را غافلگیر کند، اما این غافلگیری باعث وقوع یک تراژدی در پایان قصه میشود.