نیمه شب 1404
داستان این فیلم درباره موشکی است که در خیابان یوسف آباد تهران و در نزدیکی ۲ بیمارستان فرود آمده و به شکل معجزهآسایی عمل نمیکند. حال تیم خنثی سازی بمب با مدیریت مهدی باید با کمترین تلفات ممکن بمب را خنثی کنند.
داستان این فیلم درباره موشکی است که در خیابان یوسف آباد تهران و در نزدیکی ۲ بیمارستان فرود آمده و به شکل معجزهآسایی عمل نمیکند. حال تیم خنثی سازی بمب با مدیریت مهدی باید با کمترین تلفات ممکن بمب را خنثی کنند.
سریال "روشنایی شب" روایتگر فعالیت یک قرارگاه پنهان اطلاعاتی است که با کشف یک عملیات تروریستی، وارد مسیری پیچیده از شناسایی و خنثیسازی شبکههای نفوذ و خرابکاری میشود؛ جایی که ردِ تهدیدها از مرزها عبور کرده و به لایههای زیرساختی و امنیتی کشور میرسد. در دل این مسیر، تقابل با یک شبکه چندلایه و چهرهای مرموز، داستان را به سمت تصمیمهایی سرنوشتساز و عملیاتی تعیینکننده پیش میبرد.
این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعهای از داستانهای عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت میشود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوههای غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. داستان در تهران آغاز میشود، جایی که رشتهای از ناپدید شدنها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.
نسرین، دادیاری که همسرش را از دست داده، در جست وجوی زندگی تازه است، اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش بینی نشده او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می کشد. ...
داوود، مردی میانسال و کارگر معمولی است که بهتازگی اخراج شده و درگیر مشکلات مالی و خانوادگی شدیدی است. ناگهان موجودی ماورایی به نام «اجل معلق» (با بازی بهزاد خلج) وارد زندگیاش میشود و هشدار میدهد هر لحظه ممکن است مرگ سراغش بیاید—حتی هنگام رانندگی یا ایستادن پشت چراغ قرمز .
داستان این مجموعه حول محور زندگی منیژه است که پس از سالها دوری از ایران، برای یافتن گمشدهاش به کشور بازمیگردد. اما تقدیر برای او شگفتیهای بیشتری در نظر گرفته است. فضای داستان در زندگی خانوادههای روحانیون میگذرد و بهعنوان یک ملودرام زنانه، روایتهای متفاوتی از زندگی این خانوادهها را به تصویر میکشد. در این سریال، همسران شخصیتهای اصلی همگی روحانیونی هستند که برای تبلیغ به مناطق مختلف رفتهاند و در این مسیر با ماجراهای گوناگونی مواجه میشوند.
مادری ۸۰ ساله در خانوادهای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق میشود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همهی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمیتواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیهی خانواده، مادر را به آرزویش میرساند.
دو سه سالی گذشت، رابطه جمشید و زری دیگه مثل سابق نبود، رضا و پری هم دیگه اون رضا و پری قبل نبودند تا اینکه شب عروسی ممد…