میراث 1388
سرگرد صبا مأمور رسیدگی به یک پرونده قاچاق عتیقه و قرصهای روانگردان میشود. او طی تحقیقاتش متوجه میشود فردی به نام فرزاد از هویت جعلی امیر احدی استفاده میکند و امیر احدی همرزم سرگرد صبا در جبهه بوده که در کالیفرنیا زندگی میکند. فرزاد با حیله و فریب امیر را به ایران میکشاند و قصد کشتن وی را دارد تا بتواند یک کتیبه با ارزش را که متعلق به خانواده امیر است از ایران خارج کند. نهایتاً فرزاد در جنوب کشور تعقیب و کشته میشود و کل باند دستگیر میگردند.
این فیلم روایت آشفتگی ذهنی یک مردسوارکار است که در گیر کارمای رفتارهای گذشته خود در رابطه با همسرش شده است.
سه نفر قصد دارند آخرین سرقت خود را برای پولدار شدن از بانک انجام دهند تا بتوانند ازدواج کنند اما...
پزشکی جوان به نام پروانه که يک روز قبل از آزادی پدرش از زندان ستم شاهي، متولد شده است يعنی در روز 22 بهمن سال 57 ، در حالی که اثری از پدر ش وجود ندارد. در اين سال ها اطرافيان به او گفته اندکه پدرش با مردم همراه نبوده و به همرزمانش خيانت کرده است. دختر تصميم می گيرد ماجرا را کشف کند و ...
در مسابقات پارالمپيك معلولان جهان، نريمان شكري، رزمنده ايراني با كامل سعدون، افسر عراقي مواجه مي شود كينه قديمي آن دو دوباره سر بر مي آورد. اين برخورد، بهانه اي مي شود براي رجعت به گذشته و روزهاي پر التهاب جنگ...
ناخداي يك كشتي كه همسرش را به تازگي از دست داده، پسر خردسالش سهند را همراه خود به دريا مي برد. كشتي آن ها عازم دبي است، اما دستور مي رسد كه مقصدشان را به بندر هامبورگ تغيير بدهند. با ناپديد شدن غذاها و به صدا در آمدن بي دليل آژير خطر خدمه كشتي به حضور شخص ناشناسي پي مي برند. آشپز كشتي جوان سيه چرده اي را در موقع پايين آوردن قايق نجات براي فرار از كشتي مي بيند. آشپز موضوع را با ناخدا درميان مي گذارد و وقتي جوان ناشناس براي تهيه ي غذا به اتاقك ناخدا مي رود سهند، جوان سيه چرده را به جاي بمبوك قهرمان داستان مورد علاقه اش مي گيرد. به دستور ناخدا جوان را در يكي از اتاقك هاي كشتي حبس مي كنند و با رسيدن كشتي به هامبورگ مأموران آلماني را از وجود او با خبر مي كنند و مأموران او را با يك جوان مبارز فراري عوضي مي گيرند. خبرنگاران به كشتي هجوم مي آورند و ناخدا آن ها را به ملاقات جوان مي برد. وقتي جوان در مقابل سؤال خبرنگاران سكوت مي كند گمان مي كنند كه او بر اثر شكنجه توانايي حرف زدن ندارد. بالاخره جوان به سخن مي آيد و خود را شاكر معرفي مي كند؛ كارگر ساده اي كه براي يافتن كار به دبي مي رفته، اما از آلمان سر در آورده است. شاكر به زادگاهش و نزد همسرش، كه منتظر او است باز گردانده مي شود.
زن مرد زندگي داستان زن و شوهري جوان است كه در پنجمين سالگرد ازدواجشان با مشكلي بزرگ روبهرو ميشوند.فرهاد در پنجمين سالگرد ازدواجش تصميم به ترک همسرش ليلي ميگيرد.اين تصميم فرهاد حوادث ناگواري را به همراه دارد که در پايان مسير زندگي آنها را تغيير ميدهد ....