نوراجان (کوتاه) 1398
سریال «مهیار عیار» درباره راهزنی است که پای چوبه دار درخواست دارد مادرش را برای آخرین بار ببیند. جوانمردی برای برآروده کردن این خواسته راهزن، وساطت می کند و این کار او راهزن را متحول می کند و سبب می شود که راهزن به سمت عیاری روی بیاورد.
این اثر نمایشی، داستان فردی به نام حشمت ميرزا که مردی صاحب مكنت بوده و مورد غضب رضاشاه قرار گرفته و به مشهد تبعيد شده را به تصویر میکشد. او میخواهد به هر طريقی، پُست و مقام خويش را دوباره به دست آورد و به همين دليل مجدداً تجديد فراش میكند تا با همسر جديدش وارد محافل تجدد گرايان شود اما او دختری به نام گوهر دارد كه برعكس پدرش، مذهبی است و با مردمی كه عليه كلاه پهلوی مبارزه میكنند، همسو میشود. یک روز جوانی، گوهر را از دست نظميهچیان نجات میدهد تا با هم به جمع تحصنکنندگان صحن مسجد گوهرشاد بپيوندند که...
این فیلم داستان زندگی یک زوج جون به نام سیامک و مینا است که مشکلاتی را باهم دارند و سعی دارند که این مشکلات را حل کنند و با هم زندگی آرامی را تجربه نمایند اما ...
بها و پدرش، بهرام در جادهای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آنها رد و بدل نمیشود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیستساله رهایی یابد.
فیلم در مورد پسری ۱۴-۱۵ ساله به نام نوری است که پدر خود را از دست داده است و نزد عموی خود در مغازۀ شیشه بری کار می کند. او در عین حال در مدرسۀ شبانه مشغول تحصیل است. او که در شغل پدرش ـ کلیدسازی ـ تبحر زیادی دارد از سوی همکلاسی های بزرگسالش در مدرسه که باند کوچکشان قصد دزدی از گاو صندوق خانۀ جواهر فروشی را دارد، اجیر می شود ولی نمی پذیرد
حاج نصرت مردی پولدار است که در یک تصادف ناگهانی از دنیا میرود و توسط غلام (حسن شکوهی) بطور معجزه آسایی به دنیا باز میگردد و در زندگی جدید خود به خانه غلام راه پیدا میکند که عاشق …