و زندگی برای همه (کوتاه) 1404
«بدنام» روایتگر یک داستان عاشقانه پیچیده و ملتهب است که حول محور دختری به نام «یلدا» شکل میگیرد؛ دختری که ناخواسته وارد یک رابطه و بازی خطرناک میشود. در ادامه، داستان به یک مثلث عشقی میان چند شخصیت از نسلهای مختلف تبدیل میشود؛ عشقی ممنوع که برای هیچکدام از شخصیتها پایان خوشی ندارد.
برات و پرویز سعی میکنند تا یعقوب را که برنده جایزه قرعه کشی بزرگی شده، هرطور هست زنده نگه دارند تا جایزه را هفتاد به سی بین خود تقسیم کنند. با این حال، یک پزشک میگوید یعقوب به زودی خواهد مرد و نقشه آنها برای بهرهمندی از بردهای او پیچیده میشود…
داستان قهوه پدری در مورد خانوادهای است که برای بهدست آوردن سود مالی بیشتر، وارد حوزه واردات قهوه میشوند. تلاشها و همفکریهای آنها به موفقیتی بزرگ منجر میشود و شخصیت اصلی به عنوان «پدر قهوه» شناخته میشود. اما در این مسیر، خانواده با مشکلات و چالشهای فراوانی مواجه میشوند؛ از مشکلات کوچک و بزرگ کاری گرفته تا اختلافات و مسائلی درون خانواده.
داستان این فیلم یک عاشقانه در دل التهاب را روایت میکند. رضا (شهرام حقیقت دوست) یک ایرانی در بین اعضای گروهک تروریستی داعش است که مسئولیت رسانه این گروه را برعهده دارد. او در پی جست و جو دربارهٔ یک ایرانی اسیر توسط داعش، با همسر خود (شادی مختاری) که گمان میکرد کشته شده است رو به رو میشود.
غلامحسینخان و زینتالملوک دختر عمو و پسرعمویی هستند که از دوران جوانی بر اثر یک سوتفاهم به خواستگاری هم جواب منفی دادهاند. علیرغم این مسائل به دلیل عشق فیمابین تاکنون به هم وفادار مانده و سرآغاز ورود ماجراهایی میشود…
دو مجرم توسط پلیس دستگیر شده و در حال انتقال به دادگاه میباشند. در مسیر انتقال توسط افرادی ناشناس به ماشین پلیس حمله شده و دو نفر متواری میشوند....
داستان این فیلم درباره دختر و پسری جوان است که هر دو برای هم نقش بازی میکنند و سعی در فریب یکدیگر دارند. هرکدام از آنها گمان میکند که با ازدواج با دیگری، به پول و خوشبختی میرسند.