برف بی صدا می بارد 1399
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
قهرمان قصه، جوانی است به نام «پایان» که با شیرین زبانی خود، توام با بذله و شوخی، تا حدودی شلختگی در کار و کمی دست و پا چلفتگی، ماجرای داستان را به پیش میبرد.«پایان» با پدر بازنشسته و خواهر و دامادش(متینها) در یک خانه اجارهای زندگی میکند وهر از گاهی عمه و دخترعمهاش حضور پیدا میکنند تا شرایط محیطی مناسبی پیدا شود و داستان روایت دلنشینی پیدا کند.
مشکلات عدیدهای در زندگی آنان وجود دارد از جمله، بیکاری و اجاره نشینی که سبب میشود تا «پایان» در مسیر زندگی با عقل ناتمامش درگیرشود و موقعیتهای کمدی اتفاق بیفتد.
داستان این فیلم روایت پدری است که کارخانه دارد و پسر خانواده تلاش می کند کارخانه به فروش برسد و آن را تبدیل به هتل کند اما اهالی محل برای حفظ کارخانه تمام تلاش خود را می کنند.
در سریال «افرا» شخصیت «عقیل» عاشق دختری به نام «مائده» می شود. «حاج محمود»، پدر مائده، به دلیل اینکه عقیل شغل و درآمد خوبی ندارد با این ازدواج مخالفت میکند. عقیل هم برای یک شبه پولدار شدن دست به کاری غیر قانونی میزند و شکارچی غیر قانونی میشود که طی برخورد با یک محیط بان اتفاقاتی برای او و محیط بان رخ می دهد.
این سریال درباره روستایی در گیلان است که یک معدن مهم دارد و فردی در زمستان 1357 به آنجا میرود و وقایعی اتفاق میافتد. دختر اصلی این سریال نامش " میجان " است که با نامادریاش در روستایی در گیلان زندگی میکند. روزی جوانی زخمی و بدحال پیدا را میکند و میجان و نامادریاش طایه تصمیم میگیرند جوان زخمی را در کلبهای که کسی از وجود آن خبر ندارد مخفی کنند و بعد معلوم میشود آن جوان یک فرد فعال سیاسی است و ماموران ساواک شاهنشاه به دنبال او هستند و اتفاقاتی پیرامون آن فرد اتفاق میافتد.
بوفالو درباره يك زوج جوان به نام هاي دانيال و شكوفه است. آنها بدنبال شخصي در شمال كشور رفته اند. طي يك اتفاق كيفي كه به همراه دارند درون مرداب افتاده و دانيال براي بيرون آورن آن وارد آب ميشود و بر اثر مزاح و شرط بندي با شكوفه به سمت نقاط عميق مرداب شنا ميكند و در نهايت طعمه مرداب ميشود. شكوفه سراغ شخصي به نام بهرام بوفالو را ميگيرد. بهرام پس از گرفتن پول چند بار با لباس غواصي به زير آب ميرود و كيف مورد نظر را باز مي كند و طلاهاي داخل آن را بر مي دارد. فصل تازه اي در زندگي شكوفه باز مي شود و او به واسطه كمك گرفتن از بهرام وارد زندگي او ميشود.
یک دختر کوچولوی پرورشگاهی و مربی سختگیرش دچار مشکلاتی میشوند که در بین این مشکلات اتفاقات خاصی می افتد و…