برچسب مهدی قوچانی

هشتگ 1395

ماجرا این است دو زن که پسرهایشان هم مدرسه ایی هستند بهم حسودی می‌کنند متوجه می‌شوند وضع تحصیلی پسرهایشان اصلاً خوب نیست تا اینکه همکلاسی آنها به نام حمید رضا نامی به آقای توسلی مدیر مدرسه پیشنهادی میدهد و آنها فکر می‌کنند پسر دیگری باهوش است که...

چاقی 1393

يک صدابردار سينما که مشغول صداگذاري پروژه جديد دوست کارگردانش است متوجه مي شود که دوستش رابطه جديدي با دختري که اختلاف سني زيادي با او دارد برقرار کرده و حالا قرار است آن دختر گفتار متن اين فيلم را بگويد.کارگردان به سفر مي رود و دختر براي انجام نريشن فيلم به استوديو مي‌آيد و رابطه عاطفي ميان دختر و صدابردار بوجود مي آيد و در نهايت مرد بخاطر همسر و دختر کوچکش به اين رابطه خاتمه مي‌دهد.

افراطی ها 1388

ناصر به جرم قتل به زندان می‌افتد. در زندان با تقی، فری، هوشنگ و حشمت آشنا می‌شود. هوشنگ سعی می‌کند از زندان فرار کند و …

من و شارمین 1394

تینا (با بازی ویشکا آسایش) ، دختری خرافاتی است که بنا به توصیه های عمه رمالش (با بازی گوهر خیراندیش) ،منتظر فردی به نام شارمین کوپال اصل نشسته تا به زندگی‌اش وارد شود و با او ازدواج کند. به همین جهت تمام خواستگارهایش را رد کرده و تلاش های برادرش،مانی (با بازی مجید صالحی) و زن برادرش (با بازی سحر قریشی) توفیری در عوض کردن عقیده اش ندارد. تا اینکه از طریق فیس‌ بوک با فردی به این نام آشنا شده (با بازی پژمان بازغی) و با او قرار ملاقات می‌ گذارد. شروع ملاقات این دو که به تعبیر تینا دو نیمه گمشده یکدیگر در این جهان هستی هستند سرآغاز ماجراهای داستان فیلم را تشکیل می دهد.

قانون مورفی 1397

بنا به اتفاقاتی فرخ (امیر جدیدی) از اداره پلیس اخراج می‌شود و مجبور است با مشکلاتی همانند جهیزیه خواهرش و مهریه زنش دست و پنجه نرم کند. در همین کشمکش‌های زندگی دوستش بهمن (امیر جعفری) که قبلاً همکارش بوده و فردی پول‌دار است دخترش ربوده می‌شود...

جایی برای زندگی 1383

با شروع جنگ، خانواده بزرگ عيدي محمد كه ساكن استان ايلام است، با مسائل و مشكلاتي رو به رو مي شود. يكي از دامادهاي او عراقي است و تصميم مي گيرد همراه با داماد ديگر به عراق برود. به همين سبب رعنا و حامد كه هر دو نوه عيدي محمد هستند و قرار است ازدواج كنند، بايد از هم جدا شوند. عيدي محمد مي گويد كه رعنا و حامد بايد ازدواج كنند و بردن رعنا معني ندارد و پدر رعنا نيز مي گويد از نظر او هيچ دل بستگي وجود ندارد و رعنا در عراق ازدواج خواهد كرد. به رغم تصميم بزرگترها رعنا به حامد قول مي دهد كه براي پيدا كردن او حتماً باز خواهد گشت و قرار آن ها اين است كه حامد آخرين نشاني خود را در جيب مترسك مزرعه بگذارد. وقتي خانواده رعنا به مرز مي رسند، به دليل اضطراري بودن اوضاع و مقاومت نيروهاي ايراني و عراقي، ناچار مي شوند مدتي سر مرز و در كنار پاسگاه ايراني بمانند و رعنا از فرصت استفاده مي كند تا پيش حامد برگردد، اما در نهايت به اجبار و فشار پدرش دوباره پيش خانواده اش برمي گردد. حامد نيز كه نگران رعنا است وقتي دوباره به مزرعه برمي گردد اسير عراقي ها مي شود. عيدي محمد كه بي قراري عروسش (مادر حامد) را مي بيند به جستجو حامد مي رود و پي مي برد كه خانه اش تبديل به ستاد عراقي ها شده و او نيز دستگير مي شود. هر دو داماد عيدي محمد با تعدادي از مهاجران عراقي در نزديك مرز با عراقي ها درگير مي شوند و پدر رعنا زخمي و ديگري كشته مي شود. رعنا كه دوباره موقعيت را مناسب مي بيند از خانواده اش مي گريزد تا به مزرعه و پيش حامد برود. او سوار يك كاميون مي شود و حامد نيز با استفاده از درگيري نيروهاي ايراني و عراقي، فرار مي كند تا رعنا را پيدا كند. رعنا و حامد يكديگر را پيدا نمي كنند و نيروهاي ايراني هم عراقي ها را از خانه عيدي محمد بيرون مي كنند؛ در حالي كه به نظر مي رسد همه چيز آرام است، عيدي محمد دوباره تصميم مي گيرد در خانه اش بماند و آن جا را دوباره آباد كند. در لحظه هاي آخر حامد نيز به او مي پيوندد.

چهارباندی 1391

رحيم طوسي در چهارباندي مهرشهر كرج دكه كتابفروشي دارد. طي سرقتي كه در آن محل انجام مي گيرد دو دختر وارد زندگي او مي شوند و...

سرو زیر آب 1396

سرو زیر آب داستانی پیرامون شهدای مفقود الاثر و سرگردانی خانواده های آنها در پی خبر و نشانی از آنهاست؛ "ستاد معراج شهدا" گروهی بودند که جنازه های شهدا را کشف و تشخیص هویت میکردند و پیکرهای کاملاً سوخته، بی پلاک که حتی نمیشد از آنها انگشت نگاری کرد به پایگاه آورده میشدند و این گروه وظیفه داشتند تا به هر طریقی که شده هویت اجساد شهدا را شناسایی کنند و پس از بررسی های دقیق و قطعی به خانواده هایشان خبر و تحویل دهند و ...