روایتی زیبا از دیدار شاعران با رهبر انقلاب در نیمه رمضان
آقا که داشت مینشست برای افطار خودم را بین آقای محقق و رحماندوست جا دادم. رحماندوست پای مصنوعیاش را تکان داد تا جای من بهتر شود و گفت: مجلس، ما را از شعر و قصه انداخته و این را به آقا گفتم میدونی چی گفت؟
