کلاغ 1405
داستان این سریال در مورد یک نظامی ارتش قبل از انقلاب به نام جلال است که عاشق دختری جوان به نام سایه میشود....
داستان این سریال در مورد یک نظامی ارتش قبل از انقلاب به نام جلال است که عاشق دختری جوان به نام سایه میشود....
نسرین، دادیاری که همسرش را از دست داده، در جست وجوی زندگی تازه است، اما مخالفت پسرش و رخدادهای پیش بینی نشده او را میان عشق مادری و مسئولیت شغلی به چالش می کشد. ...
جلیل میخواهد شاخ اینستاگرام شود. او حین ضبط یک دوربین مخفی در سونای بخار استخر بخارست...
حسن و عطا پس از سال ها به ایران برمی گردند. آن ها به اجبار برای امرار معاش به نوازندگی در خیابان ها می پردازند، پس از مدتی سودای خوانندگی آن ها را رها نمی کند تا این که تصمیم به انتشار آلبوم موسیقی می گیرند. اما به لحاظ مالی در تنگنا هستند پس تصمیم میگیرند به سراغ یک زمین دار بزرگ در لواسان که نقش او را بهنام بانی بازی می کند رفته او را بدزدند. اما پس از مدتی با او دوست می شوند و زمین دار بزرگ تصمیم می گیرد از حسن و عطا حمایت کرده و تمام هزینه تولید آلبوم موسیقی آن ها را تقبل کند. در این مسیر ناگهان اتفاقات عجیبی روی می دهد که هر سه آن ها را دچار دردسرهای بزرگی می کند.
این فیلم موضوع آن در ارتباط با شخصی است که در زمینه بیت کوین فعالیت دارد و ناخواسته درگیر ماجراهایی میشود که زندگی اش را تغییر میدهد.
داستان سریال راجع به خانوادهای قدیمی در تهران به نام صبوری است که سالها است در کار پرورش گلهای تزئینی و گلهای مختلف هستند. خانوادهٔ صبوری متشکل از سه برادر( مسعود رایگان)، ( پرویز پرستویی )،( مهدی پاکدل)، و یک خواهر( رویا تیموریان) است، خانوادهای که همگی در این شرکت کار میکنند و شغل موروثی خانوادهٔ خود را دنبال میکنند، فقط پسر دوم، فریبرز(پرویز پرستویی) است که در حال حاضر ۵۸ سال سن دارد و افسر ادارهٔ آگاهی است و داستان زندگی خود را بیتأثیر از خانوادهٔ خود نوشتهاست. فریبرز در جوانی تصمیم میگیرد که پلیس شود و برای گذراندن دورهٔ آموزشی به شهرستانی میرود و دستش به گناهی آلودهاست که خودش هم به دنبال حل این معما و کشف گناهش است.
خانوادهٔ صبوری همچنان در آرامش در خانهای قدیمی با هم زندگی میکنند، اما ورود جوانی به این خانواده زندگی همهٔ خانواده را دستخوش تغییراتی میکند که…
مالکی از مدیران شرکتی موفق است که توسط نعمت ریزآبادی اداره میشود. ریزآبادی، مالکی را مأمور میکند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژیها وارد مذاکره شود. نروژیها بعد از عقد قرارداد میخواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت واریز کنند ولی مالکی به جای اینکه مبلغ قرارداد را به حساب شرکت واریز کند به حساب شخصی خودش واریز میکند و از نعمت ریز آبادی کلاهبرداری میکند.
رویا ( لیلا زارع ) دچار مشکلاتی در زندگی است و ذهن ناآرامی دارد. در این شرایط همسرش ( صابر اَبَر ) سعی می کند او را آرام کند اما وضعیت تغییر نمی کند تا اینکه..