برچسب مهدی فتاحی

یدو 1399

داستان فیلم دربارهٔ ماه‌های آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانواده‌های شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همهٔ دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند. اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانهٔ خود را رها کند در این میان پسر بزرگ‌تر و نوجوان خانواده، از دست این تصمیم مادر عصبانی است. مدام به جان مادر غر می‌زند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفته‌اند. به هر بهانه‌ای با مادر بحث می‌کند و حرف از رفتن می‌زند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانه‌ای است که در آن مادر شده‌است.

در وجه حامل 1396

ایرج، همسر مهری، بعد از حادثه‌ای که برایش پیش می‌آید، فلج می‌شود و حتی قدرت تکلمش را هم از دست می‌دهد. مهری مسئولیت رفع و رجوع کارهایش را برعهده می‌گیرد اما وقتی می‌فهمد همسرش پول هنگفتی بدهکار است و او از این موضوع خبر نداشته، دچار مشکلی ظاهراً حل‌ناشدنی می‌شود. او حالا باید به شکلی پول را جور کند …

جان دار 1397

در جشن نامزدي اسما، ياسر خاطرخواه قديمي او از برادرش ميخواهد جشن آنان را به هم بريزد. پدر اسما و برادران او ميکوشند جلوي برادر ياسر را بگيرند، اما در درگيري يکي از برادران، با چاقو برادر ياسر را به قتل ميرساند. حالا خانواده با بحران جديد رو به فروپاشي مي رود.