غمنومهی فریدون (نمایش) 1398
دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران میآید و از زمان ساسانیان به دنبال زن میگردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبهرو میشود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمیاش ملوک میگردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسیاش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم میگیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.
حاج امین بعد از جمع اوری پول برای آزاد سازی زندانیان جرائم غیر عمد دچار مشکلاتی میشود و خودش نیز راهی زندان میشود
پسری به نام سعید به پدرش در قنادی کمک میکند علاقه دارد تا در بازی فوتبال تبدیل به یک لژیونر شود. اما به خاطر اضافه وزن و داشتن چربی در ناحیه شکم و پهلو در شرف قرار گرفتن بر روی صندلی ذخیرهها هست. سعید از این نگرانی شبها خوابهای عجیبی میبیند که…
سریال «شب آخر» روایتی از زندگی دو خانواده است که یکی از آن ها اخلاقمدار و دینمحور است و دیگری مال اندوز و غرق در ظواهر زندگی در نتیجه کشمکش های فرزندان این دو خانواده حوادث دراماتیک سریال رقم میخورد.
مردی در میان سالی همچنان از عواقب رفتارهای بد خود متنبه نگردیده و همواره بنا به دلایلی مشکلاتی را برای خود و خانواده بوجود می آورد و در این رهگذر با معضل بزرگی روبرو می گردد که برای اثبات آن به دردسرهای گوناگونی گرفتار می گردد.
این سریال با موضوع مدرسه ای است که قبل از همه گیری گرونا میزبان مسافران نوروزی بوده و خانواده هایی با فرهنگ های مختلف به اصفهان میآمدند و هم اکنون خاطره تمام آنها با ورود یکی از گروه های دوسال پیش به مدرسه، تداعی میشود و باعث ایجاد دردسر هایی برای سرایدار و خانواده اش می شود.
سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداختهاست. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شدهاست. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان میشود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرطهایی برای ازدواج احسان و سحر میگذارد که تن هر بیدی را میلرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمیلرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی میافتد که نباید بیافتد…