حیات خلوت (کوتاه) 1399
علی برای مراسم برادرش یک ماشین کرایه می کند، او در کنار ایستگاه مترو پارک می کند تا از توالت استفاده کند. ناگهان دختری کنترل ماشین خود را از دست می دهد و ماشین علی برخورد می کند. پلیس بعد از تحقیقات اعلام می کند این تصادف صحنه سازی آنان برای اخاذی از بیمه بوده است.
داستان این فیلم درباره پسری است که هر روز برای ماهیگیری به کشتی به گل نشستهای در نقطه صفر مرزی پا میگذارد و آنجا را به محلی برای آرامش خود تبدیل کرده، اما حضور غریبهای این آرامش به هم میزند.
این فیلم داستان مجید نان آور خانواده ای پنج نفره است سرپرست آن در پی وقوع حادثه ای زمینگیر شده است و با ” پارچه نویسی” تلاش می کند تا بخشی از بار مجید را بر دوش کشد اما پسر ارشد خانواده منصور، که با برادر کوچکتر متفاوت است او را ترغیب می کند تا غیر قانونی از مرز جنوبیی خارج شده و با کار در کشورهای شیخ نشین پول بیشتری را روانه خانه کند. منصور فردی به اسم عبدل را به مجید معرفی می کند که . .
در جنوب شهر جوانی به نام عطا با پدرش زندگی میکند و دو تن از دوستان خود را نیز به خانه راه داده است. کلفتی که برای همسایهشان کار میکند، دلبستگی خاصی به این جوان دارد که عطا از آن بیخبر است. این کلفت، دختری را به خانه عطا میآورد و ادعا میکند که دخترخالهاش است و از عطا میخواهد برای چند روزی مخفیانه او را در منزل خود نگه دارد. عطا میپذیرد و ماجراها با ورود این دختر به خانه شروع میشود...