برچسب مهدی شیردل

ازازیل 1403

«ازازیل» داستانی است از زندگی دکتر شوکا مهرجویی، یک پزشک متخصص زنان و زایمان، و همسرش مانی پاشایی، زندگی آرام این زوج در شب تولد مانی، با ناپدید شدن مرجان، یکی از همسایگان‌شان، به هم می‌ریزد.

سرگرد بهروز شریفی، مأمور تحقیق این پرونده، متوجه می‌شود که ناپدید شدن مرجان ممکن است به دو پرونده مشابه دیگر مرتبط باشد. اما این تنها آغاز ماجرا است؛ کشف یک جسد در نزدیکی محل زندگی این زوج، پرونده را وارد فازی پیچیده و پر رمز و راز می‌کند.

جنایت زمان 1402

پردیس، دختر جوانی از جنوب شهر، در میان مشکلات پیچیده مالی و خانوادگی، اسیر تصمیماتی می‌شود که او را به مسیری تاریک و بی‌بازگشت می‌کشاند. اشتباهات کوچک او، به جنایاتی هولناک بدل می‌شوند و پردیس را به قاتلی سریالی تبدیل می‌کنند که سایه‌ای از وحشت بر زندگی اطرافیانش می‌افکند.

قهوه پدری 1403

داستان قهوه پدری در مورد خانواده‌ای است که برای به‌دست آوردن سود مالی بیشتر، وارد حوزه واردات قهوه می‌شوند. تلاش‌ها و همفکری‌های آن‌ها به موفقیتی بزرگ منجر می‌شود و شخصیت اصلی به عنوان «پدر قهوه» شناخته می‌شود. اما در این مسیر، خانواده با مشکلات و چالش‌های فراوانی مواجه می‌شوند؛ از مشکلات کوچک و بزرگ کاری گرفته تا اختلافات و مسائلی درون خانواده.

گردن زنی 1403

سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسی‌شان است که با آزادی خلافکار سابقه‌داری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانواده‌هایشان می‌شود.

رخنه 1403

داستان سریال «رخنه» مربوط به یکی از دانشمندان کشورمان است که بر روی موشک‌های ماهواره‌بر و فضایی تحقیق می‌کند و در این مسیر با تهدیدات و خطراتی از سوی بیگانگان روبه‌رو می‌شود.

سال گربه 1402

داستان فیلم "سال گربه" با محوریت مردی به نام جهانگیر (بهرام افشاری) روایت می‌شود که در سال گربه متولد شده و نحسی این سال که هر ۱۲ سال یک بار اتفاق می‌افتد، باعث ایجاد دردسر برای اطرافیانش می‌شود. به‌علاوه اینکه او علاقه عجیبی هم به شهرت دارد و برای مشهور شدن، حاضر است دست به هر کاری بزند.

آتش و باد (جشن سربرون) 1400

بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگتری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.

قاب خاطره 1393

داستان قاب خاطره در یک بازارچه که در شهر مشهد واقع است، می‌گذرد، البته موضوع سریال قاب خاطره زائرانی است که برای زیارت به مشهد مقدس می‌روند. این زائران در یک عکاسخانه عکس می‌گیرند و در زیارت دوباره به این مکان مراجعه می‌کنند. مشکلاتی که برای این زائران پیش می‌آید با تلاش و همفکری صاحب عکاسخانه حل می‌شود این مجموعه همچنین روایتگر زندگی افراد حاضر در بازارچه قدیمی مشهد است. در این بازارچه و در گذر آقا بزرگ یک عکاسی قدیمی به نام خاطره وجود دارد که توسط علی نصیریان اداره می‌شود. سوغاتی فروشی آقا جمال که توسط افشین سنگ چاپ اداره می‌شود دیگر لوکیشن اصلی داستان است. همچنین یک هتل که زائران زیادی به آنجا می‌آیند دیگر لوکیشن اصلی مجموعه است که محمد الهی صاحب آن است. در طول داستان افراد و اتفاقات مختلفی در هرکدام از این لوکیشن‌ها رخ می‌دهد و در هرکدام از اپیزودهای مجموعه اتفاقاتی تلخ و شیرین خواهد افتاد.[۱]