سرو، سپید، سرخ 1404
سریال "سرو، سپید، سرخ" روایت هایی متفاوت از مواجهه انسان ها با بحران و چالش های مختلف جنگ رمضان است.
سریال "سرو، سپید، سرخ" روایت هایی متفاوت از مواجهه انسان ها با بحران و چالش های مختلف جنگ رمضان است.
سریال «بیعاطفه»، داستان آشنای اختلاف کهنه و دیرینهی دو برادر، کامران و بهرام، است که در طی سالها حلنشده باقی مانده و مانند سدی در مقابل عشق شکلگرفته میان فرزندان آنها قرار میگیرد. عاطفه و علی که سالها از هم خبر نداشتند، در اینستاگرام یکدیگر را پیدا میکنند و همین موضوع سبب شکل گرفتن ارتباط بیشتر و علاقه بین آنها میشود؛ دقیقا جایی که درام شکل میگیرد و مخاطب را با خود همراه میکند. نفرت حاصل از اختلاف قدیمی دو برادر بر سر ملکی موروثی از یک طرف، و عشق شکلگرفته میان نسل بعدی خانواده از طرفی دیگر، همان موضوع آشنای تقابل عشق و نفرت است ....
داستان سریال وحشی ۲ از زندان و زندگی «داوود اشرف» پس از آزادیاش شروع میشود؛ جایی که او با واقعیتهای تلختری روبرو شده، درگیر سرقتهای مسلحانه میشود و در نبردی سخت برای بازگشت به زندگی عادی و فرار از تقدیر تاریکش، با شخصیتهای جدید و چالشهای عمیقتری دست و پنجه نرم میکند. این فصل به عمق شخصیت داوود و تلاشهایش برای دوام آوردن در دنیای بیرون و درگیری با تقدیر میپردازد.
داستان فیلم قسطنطنیه درباره گروهی از مردم عادی است که با رویای ثروتمند شدن و تغییر سرنوشت خود، تصمیم میگیرند به بهانه واکسیناسیون به ترکیه سفر کنند.
در این فصل، سارا و نیکا در آستانه ازدواج هستند و نقی برای ازدواجشان شرایط سختی در نظر گرفته است. از سوی دیگر، در شب میهمانی ارسطو به افتخار همسر جدیدش، یک شهاب سنگ در خانهٔ خانواده معمولی سقوط میکند. ارسطو و رحمت با پنهان کردن این موضوع از نقی، قصد فروش سنگ سقوط کرده را دارند و در این میان، ماجراهای دیگری نیز برای خانواده معمولی و اطرافیانشان رخ میدهد.
فیلم خدای جنگ روایتی از یک اتفاق واقعی و مهم معاصر در حوزه پیشرفتهای موشکی ایران را به تصویر کشیده است. خدای جنگ عنوانی است که آمریکاییها به موشکی که ایران در زمان جنگ تحمیلی با اتکا بر توان داخلی تولید کرد، دادند.
همه تلاش میکنند تا دختر گمشده روستا را پیدا کنند و در این بین، رازهایی برملا میشود…
طاهر بیکار است و کارش پرورش کبوتر است. یکی از بهترین کبوترهایش را نام طوقی را برای رقابت با کبوتران دیگر در مسابقه شرکت می دهد. او مبلغی پول برای شرکت در مسابقه داده است. به امید این که برنده شود و 40 میلیون جایزه را از آن خودش کند. از آن طرف طاهر پول مسابقه از گنجه خانه برداشته است. آن پول متعلق به قرعه کشی زنان محل است که به امانت دست مادر طاهر می باشد. طیبه خواهر طاهر وقتی از برادرش می شوند که پول را از گنجه برداشته خیلی ناراحت می شود. زیرا همان روز قرعه کشی دارند و باید پول را به برنده قرعه کشی بدهند. طاهر به خواهرش می گوید مادرشان متوجه نشود تا بتواند هرچه زودتر پول را جورکند. کبوترش در حین پرواز به یک پهباد برخورد کرده و زخمی می شود. او به دنبال کبوتر راهی خیابان می شود تا به خانه حاج آقا سیدرضا می رسد. زنگ خانه را به صدا در می آورد کسی جواب نمی دهد. تا این که همسایه به او می گوید که حال مادر سید خوب نبوده و او به شهرستان رفته است. طاهر به ناچار برای یافتن کبوتر طوقی اش از روی دیوار وارد خانه سید رضا می شود. با ورود به خانه وسوسه می شود و ...