هشت بهشت 1393
این فیلم قصه دختر بچه ای فلسطینی (هانیه مرادی ) است که در یک درگیری در فلسطین مجروح می شود و مادر خود را گم می کند. او که برای مداوا به ایران منتقل می شود، فکر می کند مادرش کشته شده است و این قضیه باعث افسردگی او می شود. یک مددکار اجتماعی (زیبا بروفه ) که او نیز دختر خود را بر اثر حادثه ای از دست داده است ، برای مداوای دختر فلسطینی تلاش می کند و این تلاش باعث برقراری ارتباط عاطفی میان آنها می شود. زمانی که مددکار تصمیم می گیرد دختر فلسطینی را به عنوان فرزندخوانده خود بپذیرد، دختر، مادر خود را در تلویزیون می بیند و تصمیم می گیرد به فلسطین برگردد، در همین حین دکتر به همسر مددکار اطلاع می دهد...
داستان این فیلم درباره مردی جوان است که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کند. او شغلش را به عنوان رفتگر آغاز می کند و پس از مدتی کیفی پر از پول در خیابان می یابد و...
جوانی شرور دل به عشقی می بندد که سدی است این عشق میان افکار و با زندگی روزمره در پی اتفاقاتی می افتد که …
یوسف دانشجویی است که به دنبال استاد راهنمایش است. او در پی رفت و آمد به دفتر استاد راهنما نسبت به منشی دفتر استاد احساس دلبستگی میکند.
در ادامه با بمبگذاری در شهر و کشته شدن عدهای، ربیع که یک مامور اطلاعاتی است با همکاری عباس درصدد دستگیری گروههای مسبب ماجرا برمیآیند این درحالی است که پیش از این دوستان صمیمی ربیع نیز ترور شدهاند و…
وکیل جوانی بعد از شکست در پروندهای جزایی متوجه میشود که قاضی پرونده شرایطی را برای نقض حکمی که خود داده ایجاد کرده است. در پیگیری که برای علت این موضوع انجام میدهد متوجه میشود که سرنخ تمام ماجراها به نوجوانی به نام فرزاد باز میگردد که در انشاء خود الگویی را برای بسط خوبی در جامعه طراحی کرده است و ...
دختری به نام لیلا در سالهای قبل از انقلاب از خانوادهاش جدا شده و اکنون در پی حوادثی در جستجوی کشف هویت خویش است.لیلا در اوج سرخوشی است و میخواهد با کسی که دوستش دارد ، ازدواج کند. اما در شب عروسیاش میفهمد که پدر و مادرش افراد دیگری هستند. او سراغ آنها را میگیرد و تا خرمشهر که جنگ شده ، میرود. در میانه راه، همسرش با بمباران جنگنده های عراقی کشته میشود و او تنها به شهری غریب میرود. در آنجا مادرش را می یابد اما پدرش اسیر عراقی ها میشود و فقط می توانند از بین دیواری ، همدیگر را ببینند.
داستان این مجموعه دربارهٔ تعطیلی دانشگاهها قبل از جنگ ایران و عراق است که باعث رفتن دانشجویان میشود و ناهید و رسول هم از هم جدا میشوند. رسول برای شرکت در جنگ عازم خرمشهر میشود و…