برچسب مهدی رضایی

راز دشت تاران 1388

ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان می‌دهد. سینا که به دلیل جنگ با آدم‌های بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا می‌شود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را می‌دزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان می‌شوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصه‌ای درباره‌ی سنگ سیاهی برای آنان تعریف می‌کند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا می‌دهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا می‌کنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا می‌کنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی می‌شوند.

به خاطر پونه 1391

مجید (فرهاد اصلانی) یک مرد میانسال از خانواده‌ای متوسط است که اهل شهرستان بوده و در کل سنتی رفتار می‌کند. وی اعتیاد دارد و علاوه بر آن، به همسرش پونه (هانیه توسلی) شک دارد. پونه، برخلاف مجید، از خانواده‌ای سنتی نیست و تقابل این دو فرهنگ مختلف تمام چیزی است که در به‌خاطر پونه شاهدش هستیم.

مردن به وقت شهریور 1392

سینا ملکی برای قبولی در کنکور فقط چند ماه فرصت دارد. از یک سو بنیاد متزلزل خانوادگی و از سوی دیگر آشنایی او با یک جوان خیابانی عاشق موسیقی ماجراهایی را برای او رقم می‌زند و در آخر با معلوم شدن یک سری اتفاقات جوان عاشق موسیقی تصادف کرده و در اینجا هم پرده از بعضی رازهای دیگر گشوده می شود

زبان مادری 1389

فیلم زبان مادری ، درباره ی پنج شخصیت اصلی فیلم است که چهار نفر آنها به چهار زبان زنده دنیا صحبت می کنند و نفر پنجم نیز لال است و نمی تواند صحبت کند . آنها که ناچار به ارتباط با هم هستند با اتفاقات خاصی روبرو می شوند و…

مصائب دوشیزه 1385

درباره زندگي دختري به نام ژان است. او كه دختري مسيحي است درصدد ازدواج با آندره است، اما با پدرش بر سر هويت خود درگيري دارد. تصادف ژان با دختري جوان او را به هويت اصلي خود نزديك مي كند.

بچگیتو فراموش نکن 1390

داستان «بچگیتو فراموش نکن» درباره ارتباط متقابل کودکان و بزرگترها و آرزوهای آنهاست. کودکان می‌خواهند بزرگ شوند و بزرگتر‌ها دلشان می‌خواهد کودک باشند، ولی گاهی آرزوها در صورت تحقق با مشکلاتی همراهند... .

اسرافیل 1395

درست در هنگامی که «ماهی» داغدار مرگ پسرش است، عشق دوران نوجوانی اش از سفری طولانی بازمی گردد و ماجرای رسوایی بیست سال پیش زنده می شود...

خوابهای دنباله دار 1388

داستان این فیلم در مورد دختری است به نام ریحانه( آرمیتا مرادی )که می خواست فردا امتحان بدهد. شب در خواب می بیند که معلمشان تصادف می‌کند. او از خواب می پرد و روز بعد موقع امتحان معلمشان خانم همتی سر کلاس نیامد و ریحانه ناراحت پیش خانم مدیر می‌رود و قضیه خواب با جزئیات کامل را می گوید و آن‌ها وقتی با خانه میترا همتی تماس میگیرند معلوم می‌شود که همه جریانات درست است. ولی اثری از خانم همتی پیدا نمی‌کنند ولی وقتی دوباره ریحانه به خواب می‌رود دوباره ادامه خواب را می بیند که خانم همتی تصادف نکرده ولی با پیرزنی برخورد می‌کند و پای پیرزن مجروح می‌شود و مجبور می‌شود که وسایل پیرزن را به همراهش تا خانه‌شان ببرد. پیرزن در آپارتمانی زندگی می‌کرد که نگهبان آن دختری داشت که ناقص بود و مدرسه خانم همتی آن را قبول نمی‌کرد و آن دختر را بیرون کرده بودند. دختر از آن‌ها خیلی ناراحت بود. موقعی که خانم همتی وسایل پیرزن را تحویل داد و خواست برگردد آن پله‌های سقوط می‌کند و به طبقه همکف می افتد و بیهوش می‌شود و آن دختر ناقص او را می برد و می بینند. از طرفی ریحانه با پلیس همکاری می‌کرد و به خواب می رفت و از ادامه ماجرا با خبر می شد. در پایان خانم همتی که دید دختر آن را بسته و بسیار از آن‌ها ناراحت است وقتی دختر او را آزاد کرد او برگشت و به دختر درس داد.