برچسب مهدی رحیمی

دندون طلا 1394

«نٓیِّر» دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران است که مشغول دوره‌گردی و دست فروشی است. او به جرم سد معبر با پاسبانی درگیر شده و پا به فرار می‌گذارد و به قهوه‌خانه‌ای پناه می‌برد که پاتوق عده‌ای از لات‌های شهر است، صاحب قهوه‌خانه شخصی است به نام قنبر دیزلی (ملقب به «دندون طلا») به نیر پناه می‌دهد و دندون طلا از شجاعت و پاکدامنی و زحمت کشی نیر خوشش می‌آید و نیر نیز از جوانمردی و حق طلبی قنبر. این آشنایی منجر به عشقی آتشین شده که فرجامش بارداری نٓیِّر است. قهوه‌چی بعد از آنی که عشقش فروکش کرده‌است پشیمان شده و منکر بچه می‌شود و …

تابو 1393

سالار يكي از ملاكين بانفوذ منطقه‌ي هزارجريب، در آرزوي فرزند تصميم مي‌گيرد براي چهارمين بار ازدواج كند. آق‌عمو كه معتاد به مواد مخدر است و در گاوداري صالح مشغول به كار است، مي‌پذيرد در ازاي پرداخت بدهي‌اي كه به صالح دارد، دخترش را به عقد برادرش سالار در بياورد. بهار كه از قبل دل در گروي كسري داشته، در مقابل اين پيشنهاد به شدت مخالفت مي‌كند...

زن ها فرشته اند 2 1398

داستان فیلم درمورد دو زن است که با قصد بازپس‌گیری حقوق تضییع‌شده‌شان، یک توطئه برنامه‌ریزی شده را طراحی می‌کنند. شوهران این دو زن مردانی بی‌بندوبار و بی‌مسئولیت هستند که زنان خود را بدون پرداخت مهریه طلاق می‌دهند.
این دو زن که به طور اتفاقی با هم آشنا شده‌اند، با شیوه‌ای که در جامعه رسما کلاهبرداری و اغفال نامیده می‌شود، هر کدام به سراغ همسر سابق دیگری می‌روند تا با در باغ سبز نشان دادن به مردان سست‌عنصر ، به اصطلاح حقوق خود را پس بگیرند و مرد‌های شرور و افسارگسیخته فیلم را تلکه کنند.

سپهبدرحیمی گفت ایران بعد از این پیشرفت می‌کند/هویدا: در زندان فهمیدم می‌توانید مملکت را اداره کنید

سپبهد رحیمی فرماندار نظامی تهران در مصاحبه‌ای که پس از دستگیری با خبرنگار روزنامه اطلاعات داشت، در پاسخ به این‌سوال که چرا به پیام امام خمینی (ره) مبنی بر پیوستن امرای ارتش به مردم، بی‌توجهی کرده، گفت: «من سرباز بودم و سوگند خورده بودم. ضمناً به این انقلاب هم بی‌اعتقاد نبودم و مطئنم ایران از این به بعد پیشرفت خواهد کرد.»