برچسب مهدی حسینی نیا

بنفشه آفریقایی 1397

شوکو متوجه مي شود که همسر اولش فريدون توسط فرزندانش به خانه سالمندان منتقل شده است. او به همراه همسر دومش رضا تصميم مي گيرند تا فريدون را به خانه خودشان بياورند. با آمدن فريدون در خانه رابطه هر سه تغييراتي پيدا مي کند و اتفاقات تازه اي در زندگي هر سه نفر بوجود مي آيد.

ما همه با هم هستیم 1397

داستان فيلم در بستري کمدي روايت مي‌شود و قصه يک شرکت هواپيمايي است که در حال ورشکست شدن است، رئيس شرکت (ليلا حاتمي) پيشنهاد مي‌دهد که يک هواپيماي خراب از شرکت با چند مسافر را به داخل خليج فارس بيندازند تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بيمه پول ديه و خسارت آنها را بگيرند، او سراغ يکسري افراد مي‌رود که از زندگي خسته شده و دنبال مرگ هستند، خلبان هواپيما (ماني حقيقي) و مهمانداران نيز جزو اين افراد هستند. آنها با امضاي يک برگه قبول مي‌کنند تا در هواپيما بروند و پس از سقوط کشته بشوند، همه چيز درست پيش مي‌رود تا اينکه يک مسافر به اسم علي حاجتي (پژمان جمشيدي) بدون اطلاع از قصد مسافرين سوار هواپيما مي‌شود. در اين ميان هم زمان با اين حوادث مسافرين هواپيما را به همراه رئيس شرکت در يک جاي ناشناخته مي‌بينيم که توسط يک بازپرس (مهران مديري) مورد بازجويي قرار مي‌گيرند. …

فروشنده 1394

عنا و عماد زن و شوهری جوان هستند که در حال اجرای تئاتری بر اساس نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر می‌باشند. آن‌ها به علت نشست زمین مجبور می‌شوند به اجبار خانه خود را ترک کنند و به اصرار یکی از دوستانشان به نام بابک به خانه‌ای اسباب‌کشی می‌کنند که پیش‌تر زنی بدکاره به نام «آهو» در آن ساکن بوده‌است. ابتدا همه چیز خوب پیش می‌رود ولی وقایع بعدی به بحرانی غیرقابل کنترل ختم می‌شود..

این گروه خبیث

در سریال‌های تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی، بارها با شخصیت‌هایی مواجه شده‌ایم که از شدت سیاهی و رذالت اعصابمان را بهم ریخته‌اند و در ذهنمان به عنوان نماد حرص‌دربیار بودن تبدیل شده‌اند. خیلی‌ از آنها را هنوز به خاطر داریم. شخصیت‌هایی مثل مولود سریال «پدرسالار»، شوکت سریال «نرگس»، فرخ سریال «پس از باران»، قدرت سریال «زیر تیغ» و … سال‌هاست از ذهنمان بیرون نمی‌روند. به بهانه سریال «آتش و باد» و شخصیت سرخو با بازی نادر فلاح، در این پرونده سراغ  مرور شخصیت‌های منفور و سیاهی رفته‌ایم که تاثیر زیادی روی پیش‌برد درام داشته‌اند.

بررسی ابعاد مختلف «رهایم کن» به بهانه پایان پخش این سریال | من باید می‌رفتم

مرجان فاطمی | سریال «رهایم کن» جمعه 26 خرداد با پخش قسمت هجدهم به پایان رسید؛ سریالی به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی که روی سوژه‌ای جذاب بنا شده بود و با ترکیبی درخشان از بازیگران کاربلد و طراحی صحنه و لباس…

بررسی قسمت اول مینی سریال «حیثیت گمشده» تازه‌ترین محصول نمایشی شبکه خانگی | وسط برزخ

«حیثیت گمشده» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده تازه‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی است که قسمت اول آن بعد از کلی کش و قوس و حاشیه با 48 ساعت تاخیر منتشر شد، سریالی که در همان گام نخست نشان داد می‌تواند مخاطب…

آنالیز بازی شبنم مقدمی در نمایش «فردریک» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی | سه مواجهه باشکوه با یک نقش

درباره زندگی بازیگران و مشکلات و سختی‌های برقراری تعادل میان زندگی درون نقش‌ها با زندگی واقعی بارها در فیلم‌ها و داستان‌های مختلف صحبت به میان آمده است. محور اصلی نمایش «فردریک» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی هم چنین مسئله‌ای است. زندگی و روابطی که روی صحنه تئاتر شکل می‌گیرد و مدت‌زمان کوتاهی طول می‌کشد و نهایتا به پایان می‌رسد. ما در این نمایش با بازیگران تنهایی مواجهیم که با احساسات واقعی خودشان بیگانه‌اند؛ ظاهرا می‌خندند و خوشحالند اما درونشان پر از غم و اندوه است. در نمایش «فردریک»، شبنم مقدمی ایفاگر نقش یکی از همین بازیگرهاست؛ زنی به نام مادمازل ژرژ که بالاترین دستمزدها را می‌گیرد و به لحاظ زیبایی و قدرت و ثروت زبانزد است اما در واقعیت تنهاست و اندوهش پایانی ندارد. مقدمی بعد از مدت‌ها به عرصه تئاتر برگشته و با این نقش اتفاق مهمی را روی صحنه رقم زده است.