زاویه هفتم 1394
این سریال از نگاه پنج سارق و دو پلیس روایت میشود. در دو قسمت ماجرای سرقت بانک از نگاه دکتر شمس و سرگرد نیازی و تحلیلی که دارند و در چهار قسمت ماجرا از نگاه سارقان به نمایش درآمده است.
این سریال از نگاه پنج سارق و دو پلیس روایت میشود. در دو قسمت ماجرای سرقت بانک از نگاه دکتر شمس و سرگرد نیازی و تحلیلی که دارند و در چهار قسمت ماجرا از نگاه سارقان به نمایش درآمده است.
ژاله کبیری همسر جدید کامران کامروا که ۳ سال است با او ازدواج کرده برای او جشن تولد گرفته و همهٔ آشنایان و دوستان را دعوت کرده تا ثروت خود را برای دیگران به نمایش بگذارد. کامران کامروا هم مؤسسهٔ خیریهٔ جدیدی برای کودکان کار راهاندازی کرده و مانند گذشته به پولشویی مشغول است و مهیار مهرافزون را به استخدام خود درآوردهاست. مهمانی باشکوهی برپاست و ما با دوستان و خانوادهٔ جدید کامروا آشنا میشویم.
داستان درباره پسری جوان بنام فرید (هومن شاهی) است که در یک دامپزشکی کار میکند که قصد دارد ازدواج کند و در حین ازدواجش برای او اتفاقات زیادی میافتد مثلا پدر معشوقه اش (عزتالله مهرآوران) بنابه عللی دخترش را به او نمیدهد و.... و عمدتا مشکلات فرید از سر نه نگفتن اوست.
داستان فیلم دربارهٔ ماههای آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانوادههای شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همهٔ دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند. اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانهٔ خود را رها کند در این میان پسر بزرگتر و نوجوان خانواده، از دست این تصمیم مادر عصبانی است. مدام به جان مادر غر میزند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفتهاند. به هر بهانهای با مادر بحث میکند و حرف از رفتن میزند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانهای است که در آن مادر شدهاست.
فیلم سینمایی «۲۳ نفر» اقتباسی از خاطرات ۲۳ نفر از رزمندگان نوجوان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سن و سال بین ۱۳ تا ۱۷ سال سن داشتند.
آبادان یازده 60 روایت مجاهدت گروهی از کارکنان رادیو نفت آبادان برای حفظ رادیو و مخابره اخبار به منظور مقاومت مردم در برابر دشمن بعثی است.
دقايقي بعد از وقوع زلزله، آموزگار جوان روستايي در حاشيه شهر بم، پس از بيرون آمدن از زير آوار پي مي برد كه همكارش جان سپرده است، او به سوي شهر راه مي افتد تا براي اهالي كمك بياورد، اما با رسيدن به شهر ناباورانه درمي يابد كه فاجعه اصلي در آنجا روي داده و از هر گوشه و كناري فرياد شيون و زاري و درخواست كمك بلند است؛ وي در بيمارستان ويران و پر از مجروح و كشته به روحاني برمي خورد و به توصيه و راهنمايي او به گورستان شهر رفته و به كار غسل دادن زن ها و دفن آن ها مي پردازد. مردي زنداني كه در اثر ويراني زندان خود را به شهر رسانده، براي غسل دادن زن، مادر و فرزندش «آرزو» از او كمك مي خواهد.
مجموعه عکسهای سریال دولت مخفی + تصاویری از پشت صحنه / معرفی بازیگران و خلاصه داستان