شب داخلی دیوار 1399
زندگی نابینایی به نام علی (با بازی نوید محمدزاده) با ورود نابهنگام زنی متواری، آشفته میشود…
زندگی نابینایی به نام علی (با بازی نوید محمدزاده) با ورود نابهنگام زنی متواری، آشفته میشود…
موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستانها این موضوع تکرار میشود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل میشوند.
داستان این سریال درباره دو پسر به نام «فرامرز» و «سیامک» است. این دو پسر که باهم نسبت فامیلی دارند برای خانوادهشان مدام دردسر درست میکنند. آنها هنگامی که میبینند دوستشان «مازیار» به یکی از شاخهای مجازی تبدیل شدهاست و از آن درآمدزایی میکند، تصمیم میگیرند آنها نیز یک صفحه در فضای مجازی داشته باشند اما آنها به علت تبلیغ یک سایت شرطبندی و قمار توسط پلیس دستگیر میشوند و به زندان میروند. در زندان متوجه میشوند میتوانند با مهاجرت به سوریه به آلمان بروند و زندگی بهتری را شروع کنند. در این بین با یک پزشک آشنا میشوند که او نیز میخواهد به سوریه برود و بجنگد و او مقدمات مهاجرت آنها را به سوریه فراهم میکند ولی این بین اتفاقاتی میافتد که مانع رسیدن آنها به تصمیمشان میشود...
بانوی عمارت ملودرام عاشقانهای را در مقطعی از تاریخ دوران قاجار روایت میکند که در این بستر به مهمترین حادثه سیاسی آن زمان یعنی ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی هم پرداخته میشود.
این مجموعه تاریخی با اتفاقات اواخر دیماه ۱۳۵۷ شروع میشود و در نقطه ۱۳ آبانماه ۱۳۵۸ به پایان میرسد. این مجموعه دربارهٔ تسخیر سفارت آمریکا و روایتی از به ایران آمدن کیت میلت در سال ۱۳۵۷ و وقایع بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. در این مجموعه به فعالیتهای مصطفی چمران و علی اصغر وصالی نیز توجه شده و از چهرههای شاخص آن زمان به ابراهیم یزدی (وزیر امور خارجه وقت) نیز توجه دارد. همچنین دربارهٔ جریانهای مجاهدین خلق و سایر گروهها و درگیریهایشان اشاره شدهاست.
این سریال درباره روستایی در گیلان است که یک معدن مهم دارد و فردی در زمستان 1357 به آنجا میرود و وقایعی اتفاق میافتد. دختر اصلی این سریال نامش " میجان " است که با نامادریاش در روستایی در گیلان زندگی میکند. روزی جوانی زخمی و بدحال پیدا را میکند و میجان و نامادریاش طایه تصمیم میگیرند جوان زخمی را در کلبهای که کسی از وجود آن خبر ندارد مخفی کنند و بعد معلوم میشود آن جوان یک فرد فعال سیاسی است و ماموران ساواک شاهنشاه به دنبال او هستند و اتفاقاتی پیرامون آن فرد اتفاق میافتد.
غلامرضا تختي پس از کسب چندين مدال در کشتي، به دليل حمايتش از مردم و مصدق و شرکت در سخنرانيها و تجمعات سياسي مورد غضب حکومت قرار ميگيرد. اما پيشنهادات متعدد حکومت را مبني بر تباني با آنان نميپذيرد و روز به روز منزوي تر و فقيرتر ميشود. از طرفي هرآنچخپه در توانش است خواسته هاي ريز و درشت مردم را برآورده ميکند و به همين دليل محبوبيت شگرفتي نزد آنان دارد. حکومت اين جايگاه تختي در ميان مردم را برنمي تابد و زندگيرا چنان به او سخت ميکند که وي سرانجام در هتلي در تهران خودکشيميکند...
این فیلم دربارهٔ چهار جوان به نام های کیان وسپیده و غزل و سهیل میباشد .آنها میخواهند از طریق تولید مواد مخدر صنعتی پولدار شوند. آنها برای فروش مواد مخدر به یک قاچاقچی حرفه ای به نام نیوشا نیاز دارند و با او نیز همکاری میکنند. نیوشا که در واقع مرد است و خود را شبیه زنان نمایش می دهد مدت ها است که تحت تعقیب پلیس میباشد .و...