برچسب مهدی بوستان پرور

از یاد رفته 1390

مرتضی پورامین که جوانی درسخوان بوده، در دهی نزدیک دیلمان گیلان زندگی کرده و در ده او دختری بنام گلرخ نیز زندگی می‌کند. گلرخ دوست دارد با مرتضی ازدواج کند ولی پدر و مادر او به ازدواج رضایت نمی‌دهند، گلرخ با پافشاری بسیار بالاخره آن دو را راضی می‌کند. پدر گلرخ که بیمار بوده، به ازدواج رضایت داده و سپس جان می‌سپارد. گلرخ پس از ازدواج به مرتضی پیشنهاد می‌کند که درس بخواند، مرتضی نیز به رشته پزشکی علاقه داشته و در پزشکی دانشگاه تهران بالاترین رتبه را به دست می‌آورد؛ پس مجبور می‌شود تا هفت سال در تهران درس خوانده و گاهی به خانه خود بازگردد، گلرخ پس از مدتی صاحب پسری به نام علی می‌شود، مرتضی نیز با دختری بنام مینا نادری در تهران آشنا می‌شود…

من و زیبا 1390

در شبي سرد و باراني، پيش از آنكه موسي به خانه برسد، همسرش راحله بر اثر درد زايمان جان مي سپارد. موسي در تمام عمر فكر مي كند كه باعث مرگ راحله شده است. او تمام وجود و عشق خود را پاي جعفر، تنها يادگار راحله مي ريزد.

سوت پایان 1389

سامان و سحر زوج مستندسازي هستند كه زندگي آرامي را در شهر تهران مي گذرانند. اما در فيلمي كه سامان براي تلويزيون ساخته صحنه اي خراب مي شود و سامان به علت گرفتاري، تكرار صحنه فيلمبرداري را به همسرش سحر مي سپارد. سحر، دختري كه در آن صحنه بازي كرده را به همراه دستيارش بعد از جستجوي فراوان پيدا مي كند اما با نزديك شدن به دختر متوجه مشكل بزرگي در زندگي او مي شود.

ناردون 1394

شکور زمین‌گیر و در آستانه مرگ است. اما هر بار در آستانه جان‌به‌عزراییل‌دادن، منصرف می‌شود چرا که در روستای محل اقامت او دیگر جایی برای دفن شدن مردگان وجود ندارد و ‌شکور از «بی‌قبری» می‌ترسد. مشکل وقتی حادتر می‌شود که روستای بالادست هم اجازه خاک‌کردن مردگان روستای پایین‌دست را نمی‌دهد. تنها کسی که می‌تواند مردگان را در زمین خود دفن کند شیرمرد، ثروتمند روستاست که وقتی فضا را مساعد درآوردن پول می‌بیند، با انواع و اقسام کلک‌ها می‌خواهد قیمت زمینش را بالاتر ببرد. پیگیری‌های فاضل پسر شکور برای پیدا کردن محل دفنی مناسب برای پدر هم بی‌نتیجه می‌ماند. فاضل از یک سو درگیر پیدا کردن قبر است و از سوی دیگر وقتی متوجه می‌شود عشق قدیمی‌اش خاطره به روستا برگشته و پیش مادرش زندگی می‌کند، دچار غلیان احساسات می‌شود. وقتی هم که شکور در آستانه احتضاری دیگر، تصمیم می‌گیرد از گل‌بانو، مادر خاطره حلالیت بطلبد، ماجرا به مسیر عشق و عاشقی می‌افتد …