زیبا صدایم کن 1403
خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستریست، تمام این سالها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روزِ تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمیخواهد از این روز ساده بگذرد…
خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستریست، تمام این سالها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روزِ تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمیخواهد از این روز ساده بگذرد…
همه تلاش میکنند تا دختر گمشده روستا را پیدا کنند و در این بین، رازهایی برملا میشود…
داستان این فیلم برداشتی از داستانهای قرآنی است که با محوریت ماجرای تولد حضرت موسی، نجات از رود نیل، حضور در دربار فرعون، و در نهایت رسالت ایشان برای رهایی قوم خود روایت میشود.
«ازازیل» داستانی است از زندگی دکتر شوکا مهرجویی، یک پزشک متخصص زنان و زایمان، و همسرش مانی پاشایی، زندگی آرام این زوج در شب تولد مانی، با ناپدید شدن مرجان، یکی از همسایگانشان، به هم میریزد.
سرگرد بهروز شریفی، مأمور تحقیق این پرونده، متوجه میشود که ناپدید شدن مرجان ممکن است به دو پرونده مشابه دیگر مرتبط باشد. اما این تنها آغاز ماجرا است؛ کشف یک جسد در نزدیکی محل زندگی این زوج، پرونده را وارد فازی پیچیده و پر رمز و راز میکند.
داستان قهوه پدری در مورد خانوادهای است که برای بهدست آوردن سود مالی بیشتر، وارد حوزه واردات قهوه میشوند. تلاشها و همفکریهای آنها به موفقیتی بزرگ منجر میشود و شخصیت اصلی به عنوان «پدر قهوه» شناخته میشود. اما در این مسیر، خانواده با مشکلات و چالشهای فراوانی مواجه میشوند؛ از مشکلات کوچک و بزرگ کاری گرفته تا اختلافات و مسائلی درون خانواده.
دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران میآید و از زمان ساسانیان به دنبال زن میگردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبهرو میشود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمیاش ملوک میگردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسیاش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم میگیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.
سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
سریال داریوش، قصه مردی است که پس از یازده سال، به شهری که از آن گریخته بود، باز میگردد.