برچسب مهدی باقربیگی

روز از نو 1387

فیلم "روز از نو" روایت گر داستان راننده ای به نام کمال است که وقتی با وانت خود در حال حمل خرماست، متوجه می شود یک خودرو مدل بالا او را تعقیب می کند و بعد از گذشت زمانی ماموران پاسگاه بین راه او را به خاطر حمل مواد مخدر دستگیر می کنند و ...

بگو که هستم 1390

«بگو که هستم» داستان زندگی مراد با بازی سلطانی است که بعد از چندین بار که خانه را ترک کرده،به خانه‌اش مراجعه می‌کند و متوجه می‌شود که همسرش با بازی مهیمن و فرزندش خانه اجاره‌ای را ترک کرده و به مکان نامعلومی رفته‌اند …

قصه های مجید 1369

داستان سریال روایتگر لحظاتی از زندگی نوجوانی به نام مجید و مادربزرگش (بی بی) است. در این سریال داستان های متعددی را برای مخاطبان به نمایش می گذارند که از آن جمله می توان به ملخ دریایی، امتحان ورزش، زنگ انشاء، اردو و ... اشاره کرد.

در مسیر زاینده رود 1389

جوان فوتبالیستی به نام مهران سارنگ (اشکان خطیبی) برای قرارداد با یک باشگاه اصفهانی به اصفهان می‌آید و ناخواسته جوانی اصفهانی به نام مسعود مصیب که یک فعال فرهنگیست را، در یک تصادف به قتل می‌رساند. و به ناچار به دنبال اخذ رضایت از خانواده مقتول است.

صابر 1391

صابر بازنشته آموزش و پرورش برای پرداخت هزینه سفر حج خود به اصفهان آمده اما تمام مدارک و پول هایش را می دزدند در این حال مش صابر برای به دست آوردن مدارک و پول هایش به دنبال دزدها می رود. داستان این گونه ادامه می یابد که کیف مدارک از دست دزدها رها شده و به دست چند نفر دیگر می افتد اما هر بار به گونه ای کیف را نمی توانند باز کنند تا این که ......

اختراع آقاجون 1392

داستان به دهه 60 برمی گردد و بیانگر اتفاقات میان یک نوجوان 13 ساله با پدر بزرگش که با هم زندگی می‌کنند و البته اتفاقات در قالب طنز به مخاطب نشان داده می‌شود.

خاتون 1394

داستان این سریال در مورد زنی به نام «خاتون است که دامادهایش به او اصرار می‌کنند تا خانه قدیمی‌اش را بکوبد و به جای آن ساختمانی سه طبقه بسازد تا دامادها هم صاحب خانه شوند. دامادها طبقه مربوط به خودشان را تمام می‌کنند ولی طبقه خاتون بخاطر دعوای همیشگی باجناقها نیمه کاره رها می‌شود. برخوردها و دعواها سبب می شود که او بی خبر خانه دخترها را ترک کند. غیبت خاتون همزمان می شود با آمدن پیرمردی به نام «قلمکار» که ادعا می‌کند برای ادای دین چند میلیاردی باید «خاتون» ملاقات کند...

در چشم باد 1382

«در چشم باد» قصه زندگی خانواده‌ای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگی‌شان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده می‌شود، قصه از زمانی آغاز می‌شود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری می‌کند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز می‌شود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو می‌کند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانواده‌اش به تهران کوچ می‌کند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیت‌های سیاسی‌اش را پی می‌گیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی می‌کند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین می‌جنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید می‌شود.

بیژن زمانی که اسیر می‌شود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا می‌کند و به همراه او فرار می‌کند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران می‌آید و برای پیدا کردن پسرش مجبور می‌شود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی می‌کند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعی‌جم» بازی می‌کند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید می‌شود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج می‌کند.