برچسب مهدیه ثابت

از سرنوشت 3 1399

فصل سوم از سریال پرچالش از سرنوشت، این‌بار روایت یک داستان با مسائل پیچیده است. مسائلی که هم اجتماعی‌اند، هم خانوادگی و هم اقتصادی؛ از سرنوشت، داستان پیچ و خم‌های پیش روی کسب و کارهای جوان است. سهراب و هاشم، دو دوست قدیمیِ بزرگ‌شده در پرورشگاه، دست به یک کسب و کار جذاب اما پرجالش زده‌اند. اما نمی‌دانند که قرار است درگیر یک پروژۀ کلان اقتصادی شوند. این فساد اقتصادی به سرنوشت خانوادگی آنها چندان بی‌ربط نیست.

وارث 1382

سریال "وارث" داستان شخصی به نام آقاجان را دنبال می‌کند که متولی یک تکیه است. آقاجان سال‌های درازی است که از دو امانت مهم یعنی خنجر جواهرنشان و کتاب با ارزشی نگهداری می‌کند که از پدر همسرش به وی ارث رسیده‌است. شبی پیرمردی در رؤیا به سراغ او می‌آید و از او می‌خواهد تا آن امانت‌ها را به وارث اصلی آنها بازگرداند. آقاجان تصمیم می‌گیرد خنجر و کتاب را به ناصر، خواهرزاده‌اش بسپارد.

سیسیلی ها 1390

سیاوش بچه جنوب شهر و عاشق ایتالیاست و به سیا سیسیلی معروف است. او کلاهبردار خرده‌پایی است که دوستش سهراب پیشنهاد یک کار بزرگ را به او می‌دهد. پیشنهاد سهراب سیا را وسوسه می‌کند. او وارد خانواده مهناز می‌شود و اتفاقاتی برایش پیش می‌آید…

نوار زرد 2 1400

سرگرد کاوه کیهان این بار هم با پرونده های مختلف و خشنی رو به رو می شود اما آنچه این معماهای کوچک را به هم وصل می‌کند، قصه ای بزرگتر است که به گذشته کاوه برمی‌گردد.....

روزگار جوانی 2 1400

پس از گذشت سال‌ها، عباس‌آقا (بیوک میرزایی) تصمیم می‌گیرد که بخشی از خانه مسکونی‌اش را به تعدادی جوان دانشجو اجاره دهد. دانشجویان جدید همسایه عباس‌آقا می‌شوند، بی‌خبر از اینکه ...

مهمان مامان 1382

در آستانه ي ورود مهمانان، مادر دستپاچه و نگران است. با وجود تلاش او براي آماده كردن شرايط، وضعيت آشفته اي حاكم است. هنوز پدر نيامده و هر لحظه ممكن است خواهرزاده ي مادر و نوعروسش سر برسند. دقايقي پس از ورود پدر (يدالله)، مهمانان سر مي رسند و اين تازه آغاز ماجراست. يدالله خاطرات خصوصي زندگي اش را بدون ملاحظه براي عروس و داماد بازگو مي كند و اصرار او بر ماندن مهمانان، مادر را كلافه كرده، چون در خانه وسايل پذيرايي وجود ندارد. امير ـ پسر كوچك خانواده ـ كه براي جا به جا كردن ماشين پسرخاله بيرون رفته، دير مي كند و خبر مي رسد كه مسافر سوار كرده است! صديقه، زن حامله اي است در همسايگي آن ها، پس از دور ريختن مواد مخدر شوهر معتادش يوسف كتك سختي از او مي خورد و پسرخاله كه مادر مدام او را «جناب سرهنگ» خطاب مي كند، با يوسف درگير مي شود.پس از آن، يدالله براي سرگرم كردن مهمانان از خاطرات گذشته اش مي گويد و با آن ها مشغول تماشاي فيلم مي شود. با ماندني شدن مهمانان، اضطراب مادر براي تهيه ي شام بيش تر و بيش تر مي شود. بنابراين همه ي ساكنان خانه به تكاپو مي افتند. اهميت مرغ در سفره براي مادر حياتي است، ولي مش مريم (يكي از همسايه ها) دلش نمي آيد يكي از جوجه هايش را براي تأمين شام به كشتن بدهد. پس امير به همراه دوستش، از مغازه ي پدر او مخفيانه مرغ و ماهي برمي دارد، ولي سر بزنگاه پدر مي رسد و پسرش را تنبيه مي كند و امير ناكام به خانه برمي گردد. يوسف كه پدر و مادر ثروتمندي دارد، به همراه امير به خانه ي پدري اش مي رود و در ميان پرسش هاي دائمي پدر و نفرين هاي پي در پي مادر كه معتقد است صديقه پسرش را معتاد كرده، از يخچال آن ها انواع مواد خوراكي مورد نياز را بر مي دارد و بازمي گردند. پس از اين كه همسايگان ديگر هم تا سر حد امكان مواد مورد نياز شام ايده آل مادر را تهيه مي كنند، پدر دوست امير نيز پشيمان مي شود و مرغ و ماهي ها را به در خانه ي آن ها مي آورد. عاقبت شام آماده مي شود و همه ي ساكنان خانه بر سر سفره مي نشينند. پس از صرف شام، مهمانان كه آماده ي رفتن هستند با اصرار ابلهانه ي يدالله براي ماندن پا سست مي كنند و مادر كه ديگر در آستانه ي جنون قرار گرفته از حال مي رود. او را به بيمارستان مي برند و استراحت مطلق برايش تجويز مي شود. پس از بازگشت، عروس و داماد را براي خواب در اباقي جداگانه جاي مي دهند. همسايه ها هم به خانه هايشان مي روند و چراغ ها يك به يك خاموش مي شودند.

سرو زیر آب 1396

سرو زیر آب داستانی پیرامون شهدای مفقود الاثر و سرگردانی خانواده های آنها در پی خبر و نشانی از آنهاست؛ "ستاد معراج شهدا" گروهی بودند که جنازه های شهدا را کشف و تشخیص هویت میکردند و پیکرهای کاملاً سوخته، بی پلاک که حتی نمیشد از آنها انگشت نگاری کرد به پایگاه آورده میشدند و این گروه وظیفه داشتند تا به هر طریقی که شده هویت اجساد شهدا را شناسایی کنند و پس از بررسی های دقیق و قطعی به خانواده هایشان خبر و تحویل دهند و ...