برچسب مهدخت مولایی

دوئت 1394

داستان مینو را روایت می کند که همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد زنی که همسرش با او گذشته مشترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آن هاست و ... .

آاادت نمی کنیم 1394

داستان فیلم با سوءظن مهتاب نسبت به همسرش احمدرضا استاد برجسته و باسابقه‌ی دانشگاه نسبت به یکی از دانشجویان احمدرضا (فرنوش) آغاز می شود و این اتهام زمانی شکل جدی و خطرناکی به خود می گیرد که دخترِ مورد سوءظن در اثر ایست قلبی و درحالی که باردار بوده می میرد و بسترساز فاجعه‌ای غیرقابل پیش‌بینی می‌شود.

دختر 1394

آقاي عزيزي که سرپرست بخش تعميرات و نگهداري پالايشگاه آبادان است براي مراسم خواستگاري دخترش آماده مي‌شود و ستاره دختر ديگرش در همان روز قصد سفر به تهران براي شرکت در جشن خداحافظي يکي از دوستان هم‌دانشگاهي‌اش را دارد. پدرش به دلايلي به اين سفر مشکوک است و اين آغاز ماجراست

ساعت ۵ عصر 1395

داستان فیلم در سال ۱۳۹۲ اتفاق افتاده‌است و با فضایی مدرن آغاز می‌شود. مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک وکیل دادگستری است که به تنهایی در شمال شهر تهران زندگی می‌کند. نامزد او (آزاده صمدی) در فرانسه مشغول تحصیل است و او باید برای پرداخت قسط بانکی تا راس ساعت ۵ خود را به شعبه بانک برساند تا خانه‌اش را از مصادره شدن توسط بانک نجات دهد.

در این میان اتفاقات زیادی برای او می‌افتد که روند داستان را شکل می‌دهد و هر کدام نشانگر معضلات اجتماعی و ناهنجاری‌هایی است که هر روزه ما با آنها سر و کار داریم و شاید برایمان عادی شده‌است. از حضور و هجمه مردم در مترو برای سوار شدن تا شرایط نامساعد سفرهای درون‌شهری و بیمارستان‌های کشور.

سورنجان 1397

سورنجان روایت سه هم‌دانشگاهی است که بعد از سال‌ها، مجبور می‌شوند چند روزی را باهم بگذرانند. هاله (بهدخت ولیان)، زمانی به مسعود (امیربهادر اورعی) علاقه‌مند بوده است، بااین‌حال با کیهان (میلاد کیمرام) ازدواج‌کرده و ده سال از ازدواجشان می‌گذرد. مسعود با تازه‌عروسش صبا (مهدخت مولایی) تا آماده شدن خانه‌شان چند روزی مهمان هاله و کیهان هستند.