زخم عشق 1390
داستان فیلم درباره مردی است که متوجه میشود تنها دو ماه دیگر زنده خواهد ماند. این حقیقت زندگی او را دگرگون میکند و همهچیز در نگاهش رنگ دیگری میگیرد.
داستان فیلم درباره مردی است که متوجه میشود تنها دو ماه دیگر زنده خواهد ماند. این حقیقت زندگی او را دگرگون میکند و همهچیز در نگاهش رنگ دیگری میگیرد.
احمد پس از ۱۰ سال تبرئه می شود و به ایران بازمیگردد.. همه چیز تغییر کرده، حتی خودِ او!
در فصل سوم این سریال ماموران اطفائیه(آتش نشانی) که با گذراندن چندین عملیات،تجربههای زیادی بدست آوردهاند،به کمک این تجارب در حوادث گوناگون عملکرد بهتری از خود ارائه می دهند تا بتوانند جان انسانهای بیشتری را نجات دهند.
این سریال روایتگر یک مرد کارخانهدار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبهرو میشود. او آدم خودساختهای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانهاش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بیرویه جنسهای خارجی روبهروست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینهاش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.
قصه اين فيلم مربوط به زوج جواني است كه دچار مشكل هستند و تصميم به جدايي گرفته اند و خانم در حين سوار بودن در ماشين همسرش به مشاجره با وي پرداخته كه ميان راه با پياده شدن از ماشين همسر خود كه سوار ماشين خانم ديگري شده كه ارتباط بين اين دو خانم قصه را روايت ميكند.
مرتضی پورامین که جوانی درسخوان بوده، در دهی نزدیک دیلمان گیلان زندگی کرده و در ده او دختری بنام گلرخ نیز زندگی میکند. گلرخ دوست دارد با مرتضی ازدواج کند ولی پدر و مادر او به ازدواج رضایت نمیدهند، گلرخ با پافشاری بسیار بالاخره آن دو را راضی میکند. پدر گلرخ که بیمار بوده، به ازدواج رضایت داده و سپس جان میسپارد. گلرخ پس از ازدواج به مرتضی پیشنهاد میکند که درس بخواند، مرتضی نیز به رشته پزشکی علاقه داشته و در پزشکی دانشگاه تهران بالاترین رتبه را به دست میآورد؛ پس مجبور میشود تا هفت سال در تهران درس خوانده و گاهی به خانه خود بازگردد، گلرخ پس از مدتی صاحب پسری به نام علی میشود، مرتضی نیز با دختری بنام مینا نادری در تهران آشنا میشود…
يونس راننده تاكسيه كهنه كار، در پايان يك روز كاري به زن جواني كمك ميكند تا به بيمارستان برسد. غافل از اينكه در بيمارستان اتفاقات زيادي در انتظار اوست.