برچسب مهاجرت

حامی هم مثل نیما و مانی‌ رفت!

«توی این کوچه به دنیا اومدیم،‌ توی این کوچه داریم پا می‌گیریم، یه روز هم مثل پدر بزرگ باید تو همین کوچه بن بست بمیریم...» بابک بیات با موهای یک دست سفید پشت پیانو دیده می‌شود و حمید حامی بسیار جوان روبه‌روی او، نه چندان راحت، روی یک سه پایه نشسته است.

بررسی وضعیت مهاجرت نخبگان و جمع‌بندی پیشنهادات سیاستی

چهاردهمین جلسه میز تخصصی نخبگان؛ بررسی وضعیت مهاجرت نخبگان و جمع‌بندی پیشنهادات سیاستی چهاردهمین جلسه میز تخصصی نخبگان با محوریت بررسی مساله مهاجرت نخبگان و جمع‌بندی پیشنهادات سیاستی مبتنی بر مطالعات پیشین، با حضور دبیر ستاد علم و فناوری، نمایندگان…

امیر تتلو ؛ از صحنه موسیقی تا صحن دادگاه/ توبه او از سوی دادگاه پذیرفته شده

به گزارش خبرآنلاین،پرونده امیرحسین مقصودلو (تتلو) در سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ وارد حساس‌ترین مرحله خود شد و بار دیگر به یکی از پرمخاطب‌ترین موضوعات رسانه‌ای ایران تبدیل شد. مهم‌ترین خبر مربوط به این پرونده، تأیید حکم اعدام او در پرونده «توهین به مقدسات» توسط دیوان عالی کشور بود؛ موضوعی که از سوی سخنگوی قوه قضائیه نیز اعلام شد. در عین حال، وکلای تتلو با استناد به درخواست اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری و همچنین طرح موضوع توبه و ندامت موکل خود، تلاش کردند مسیر بازنگری در حکم را دنبال کنند.

دانشجویی که مهاجرتش را به تاب‌آوری تبدیل کرد

عرشیا بیات، دانشجوی ایرانی مقیم ترکیه تجربه مهاجرت خود را به تفصیل شرح داد و گفت: «اولین بار که مهاجرت کردم، شرایط بسیار دشوار بود. مشکلات اداری، فشارهای روانی و دوری از خانواده باعث شد تجربه مهاجرت برایم سنگین و سخت باشد.»

فغانی: مدال سیب‌زمینی؟ هر روز دلهره ایران را داشتم/ اینگونه نگاه کنید؛ ترامپ مجبور شد به یک ایرانی مدال بدهد/ در آمریکا می‌گفتند ایران جواب اسرائیل را خوب داد/ به قولم برای بودن زیر پرچم ایران عمل کردم

علیرضا فغانی در گفت‌وگویی مفصل با «تابناک» به تمام ابهامات و اتهامات پس از دیدار فینال جام‌جهانی باشگاه‌ها در آمریکا پاسخ داد. از شنیدن عباراتی چون وطن‌فروش تا ماجرای نشان دادن علامت لایک در کنار ترامپ و اینفانتینو. او آرزو کرد که دیگر هیچ‌وقت در ایران جنگ نشود و وضعیت مردم هم از لحاظ اقتصادی بهتر شود.

چرا فردین از ایران نرفت؟/آمریکا جنگل است و عده‌ای فکر کردند مهاجرت مُد است

از نظر من آمریکا یک جنگل است و جایی برای زندگی امثال من، که یک‌ورزشکار بودم، نیست. اصلا نمی‌توانستم ببینم پسرم دست یک‌دختر را بگیرد و به خانه بیاورد یا برعکس دخترم دست یک‌نره خر را بگیرد و بگوید که «بوی فرند» من است. آن‌ها می‌توانند با این‌قوانین زندگی کنند ولی ما نمی‌توانیم.