همدوماد 1379
هندوانه فروشی با وانت همه هندوانههای خود را به فروش میرساند و یک هندوانه بسیار بزرگ باقی میماند. مردی برای خریدن هندوانه سراغش میآید اما چون پول کافی ندارد دست خالی باز میگردد. بعد از او پیرمردی آمده و هندوانه را میخرد. وقتی به خانه میرود بر اثر نزاع با همسرش و از شدت عصبانیت هندوانه را از پنجره به بیرون پرتاب میکند هندوانه به داخل وانتی میافتد و…
این سریال روایت مردی است به نام فرخ که پس از بیست سال به یزد بر می گردد تا خانه پدری خود را بفروشد اما اوضاع بر وفق مراد فرخ نیست و اتفاقات جذاب و دیدنی ای پیش می آید
حاج خلیفه ثابت، قناد یزدی، فرزندان بیمهرش را که برای تحصیل به تهران آمده و در آن جا ماندگار شدهاند، طی ماجراهایی ظاهراً از ارث محروم میکند. اما پس از متنبه شدنشان، تمامی اموالش را به عنوان سهم الارث به آنان میدهد. یکی از فرزندانش به همراه همسر به یزد میآید و در آنجا ساکن میشود و ...
فریبا برای کمک به شخصی، در اثر تصادف کشته میشود. همسر او مهرداد، از این موضوع خیلی افسرده است و دخترش نارگل نیز که آسم دارد هر روز افسردهتر میشود. مهرداد در یک دفتر مجله کار میکند. مسوول مجله آقای منصوریان، او را برای تهیه یک گزارش به دفتر آقای معینی که یک خیریه راه اندازی کرده میفرستد، تا گزارش تهیه کند. ولی مهرداد خانم قلیپور، همسر مردی که با فریبا تصادف کرده است را در آنجا میبیند و با عصبانیت برمیگردد. او فکر میکند که همه اینها نقشهای برای گرفتن رضایت از اوست....
ماشاءالله (حمید لولایی) فرد بیپول و فقیری است که مشکلات مالی او را در وضعیت سختی قرار دادهاست، او برای اینکه مشکل مالی خود را حل کند و بتواند تنها از راه حلال پول در بیاورد، با آقای بیات (خشایار راد) که با او بهطور اتفاقی آشنا شده همکاری میکند و پولی را برای سفر به مالزی به او میدهد؛ اما آقای بیات کلاهبردار از آب درمیآید و آقای بیات به ماشاءالله و احمد (رضا عطاران) بلیط جعلی میدهد و آنها نمیتوانند به مالزی سفر کنند. احمد ماشاءالله را در یک کارگاه کفاشی میبرد و در آن جا کار میکنند.
داستان «مادری» دربارهٔ زندگی دو خواهر است که به تنهایی در شهر یزد با یکدیگر زندگی میکنند؛ با این تفاوت که یکی عشق خود را رها کرده و دیگر عشقش او را رها کردهاست. آنها یک تنه روبروی مشکلات و مسائلی که سر راه دارند، ایستادگی میکنند و حرکتی رو به جلو دارند تا اینکه …