برچسب منوچهر عسگری نسب

پاییز بلند 1372

در سال های حکومت رضاشاه به شهربانی های شهرستان ها دستور داده می شود که کاروان شادی به راه اندازند. مردم گرگان و بندر ترکمن به مخالفت برمی خیزند چرا که جریان مصادف شده است با دهه ی محرم، اما حکومت با مردم درگیر می شود و مدتی در شهر، حکومت نظامی برقرار می شود و پسر ماژور ارفع، افسر تبعیدی دستگیر می شود، پدر ماژور را نیز دستگیر می کنند و به زندان موقت می اندازند...

آن سوی مه 1364

مهدي قوامي پس از دريافت حكم فرمانداري يكي از شهرهاي شمالي براي انجام وظيفه با اتومبيل شخصي عازم منطقه مي شود. سه مرد كه در تعقيب او هستند،‌ مرد ديگري را، كه اتومبيلي شبيه اتومبيل قوامي دارد،‌ به قتل مي رسانند. در جاده مهاجمان با ديدن قوامي متوجه اشتباه خود مي شوند و او را تعقيب مي كنند. شب هنگام مه غليظي جاده را مي پوشاند. مهاجمان بر اثر ريزش كوه كشته مي شوند. اتومبيل قوامي نيز به دليل مه به رودخانه سقوط مي كند. اما او صبح روز بعد نجات مي يابد.

هی جو 1367

جعفر پناهي، كارمند اداره ي نقشه برداري، از طريق كتاب «دايركت متد» با قهرمان خيالي خود، جو محشور است. نزديكي جعفر به جو موجب دوري او از خانواده و نامزدش مي شود. جعفر در سفري دريايي به غرب دوشادوش جو رستوران و پمپ بنزيني را احداث و اداره مي كند. با بتي، دختر عموي جو، ازدواج مي كند و در درگيري با گروهي تبهكار آن ها را از پا در مي آورد. بالاخره واقعيت بر خيال او پيروز مي شود.