پاکول 1400
داستان فیلم درباره شخصی به نام امیر است، مردی که به دلیل فراموشی و اختلال در زمان، گذشته را با شنیدن نام یسنا دوباره تجربه میکند اما نه به قصد عشق، بلکه برای جبران شکستهای گذشته به سفری در درون خود میرود تا معنای زندگی را دوباره بیابد
داستان فیلم درباره شخصی به نام امیر است، مردی که به دلیل فراموشی و اختلال در زمان، گذشته را با شنیدن نام یسنا دوباره تجربه میکند اما نه به قصد عشق، بلکه برای جبران شکستهای گذشته به سفری در درون خود میرود تا معنای زندگی را دوباره بیابد
مانیا، دختری از ارامنه شهر اراک به تازگی پدر خود را بر اثر سرطان در شهر برلین آلمان از دست داده است؛ پس از مراسم چهلم پدر در مواجهه عمه خود با مادر و عمویش، پیرامون سهم الارث خانواده متوجه می شود که نام اصلی او فاطیما بوده است و بعدها نام او را مانیا گذارده اند. عمه به مانیا می گوید که او برادرزاده او نیست و او مسلمان زاده ای است که آنوش و اریک، وی را به فرزندخواندگی پذیرفته اند. چرا که آنها توانایی بچه دار شدن نداشته و آنوش نازا بوده است. عمه هاسمیک مدارک جدی ای را از پرورشگاهی در مشهد به مانیا می دهد و مدعی است او سهمی از ارث برادر را نخواهد برد.
مانیا بسیار پریشان می شود. او که هفته های آخر بارداری را میگذراند با شنیدن ادله عمه هاسمیک مستاصل شده و در نهایت برای کشف راز فاطیما از مادر سوال دارد. آنوش توضیح می دهد که در زمان جنگ به عنوان پرستار به مشهد اعزام می شود. در حین نگهداری از رزمنده شیمیایی ای، مادر رزمنده بی آنکه بداند وی مسیحی است؛ در حق او دعا می کند تا امام رضا حاجتش را بدهد. رزمنده شهید می شود و از هاسمیک می خواهند تا برای کمک و سرپرستی یتیم خانه ای در مشهد که چند کودک ارمنی در آن زندگی می کنند به آنجا برود. اریک، همسر آنوش به سراغ آنوش رفته و در نهایت آنوش در خواب می بیند که شخصی به او دختری را هدیه می دهد و از وی میخواهد تا نام مادرش را بروی دختر قرار دهد. فاطیما ...
ایمان که دانشجوی هوا فضا در خارج از کشور است با شنیدن خبر تصادف خواهرش و حال نامساعد او وارد ایران می شود و در همان زمان با دوست خواهرش مونا و برادر مونا که مهرداد نام دارد و در زمان نبودن وی برای خواهر و مادرش زحمت فراوان کشیده اند اشنا می شود.بعد از چندی رابطه انها با هم صمیمی تر می شود و با پیشنهاد مهرداد ایمان به ایران باز می گرددو در سازمان هوا و فضای کشور مشغول کار می شود و تصمیم ازدواج با مونا را می گیرد اما در همین زمان به طور تصادفی متوجه می شود که ...
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...
فیلم “من و جمعه” روایتگر داستان یک خانواده ای است که زن و شوهر آن با هم مشکلات عدیده ای دارند در این میان فرزند این زوج متوجه سردی و مشکلات پدر و مادرش می شود. او که تک فرزند و نامش امید است در این میان این با همکاری دوست خیالی خودش (جمعه اسم دوست خیالی پسر بچه داستان است) کارهای انجام می دهد که مشکلات پدر و مادرش را نیز رفع می کند…
خط و نشان داستان زنی به نام میترا است که دچار چشم و هم چشمی شده است و شوهرش را تحت فشار قرار داده برای برآورده شدن خواسته هایش و در همین ضمن میترا تصمیم میگیره به تعطیلات نوروزی و یک سفر اروپایی به همراه دوستانش برود که در این گیرو دار همسرش که دیگر از خواسته های او خسته شده بود شرطی برای میترا می گذارد و ادامه داستان و …
فیلم "تپه آدم برفی" روایتگر داستان جوانی از خطه زیبای کهگیلویه و بویراحمد است که با کار و تلاش میکوشد علاوه بر رسیدگی به امور خانواده، به آمال و آرزوهایش هم دست پیدا کند.
یک تیم پروازی برای حمل یک بار عتیقه و صنایع دستی برای برگزاری یک نمایشگاه از طرف سازمان میراث فرهنگی عازم مشهد میشود. در این تیم یک زوج جوان به نام مینا مهماندار و پوریا کمک خلبان حضور دارند. در حین پرواز شرایط جوی بدی پیش میآید و چند پرنده وارد موتور هواپیما میشوند، موتور هواپیما آتش میگیرد و ضربهای به سر مهماندار وارد میشود و شرایط بهگونهای است که احتمال دارد هواپیما در بالای حرم مطهر امام رضا منفجر شود و ...