برچسب منظر لشگری (مرضیه لشگری)

شب می گذرد 1387

داستان دربارهٔ دو پزشک پدر و پسر است که در سال ۵۴ باهم در یک شهرستان مشغول خدمت هستند و در کنار طبابت مشغول کار سیاسی هم هستند. ساواک به شدت در پی پیدا کردن مسببان خرابکاری هاست. این ماجراها با جریاناتی که در خانواده و محله قدیمی آن‌ها می‌گذرد تلفیق می‌شود و تا سال ۵۸ ادامه پیدا می‌کند.

رقص پرواز 1383

روایتگر داستان زندگی پزشکی حاذقی به نام دکتر یاوری (مهدی هاشمی) جراح متخصص است که در زمان جنگ تحمیلی از آمریکا به ایران بازگشته و برای انجام یک عمل جراحی مجبور می‌شود به اهواز سفر کند. همزمان ملیحه (لاله اسکندری) که دانشجوی پزشکی است برای یافتن نامزد خود دکتر مولایی (شهاب حسینی) ناخواسته با دکتر یاوری همراه می‌شود. که ورود آن دو به اهواز مصادف با بمباران شهر توسط دشمن است و...[۲]

آکتور 1400

داستان «آکتور» درباره زندگی پر فراز و نشیب چند بازیگر مستعد تئاتر است که بعد از پیشنهادی که به آن‌ها می‌شود زندگی‌شان دستخوش ماجراهایی پیچیده می‌شود.

مثل هیچکس 1387

داستان این سریال دربارهٔ برادر بزرگتر یک خانواده است که همه او را داداشی صدا می‌کنند.با فوت پدر خانواده، مسئولیت داداشی دوچندان می‌شود و با ازدواج کوچکترین برادر و فرزند خوانواده داداشی تصمیم میگیرد به وصیت پدرش اموال را بین خواهر ها و برادر ها و مادرش تقسیم کند که در این میان اتفاقاتی می افتد و...

اولین شب آرامش 1385

آذر و علیرضا که هم کلاسی هستند قرار است با هم ازدواج کنند ، در این بین نوشین دوست صمیمی آذر دیوانه وار عاشق علیرضاست و سعی می کند مانع از وصلت این دو شود، از این رو برادر خود فرزاد را که زمانی خواهان آذر بوده و به خارج رفته تشویق می کند به ایران برگردد.درست در روز عقد آذر و علیرضا نوشین به آذر خبر می دهد که فرزاد دارد به خاطر او به ایران بر میگردد ، آذر که هنوز به فرزاد علاقه مند است بر سر سفره عقد جواب منفی میدهد و نامزدی را به هم میزند ، این آغاز ماجراهایی در این فیلم است!

معصومیت از دست رفته 1382

داستان این سریال، به سده نخست هجری برمی‌گردد و با محوریت شخصیتی به نام شوذب شکل می‌گیرد.شوذب از یاران علی است، منتهی اکنون خزانه‌دار کوفه و امویان شده‌است. این سریال شوذب را در میانه عشق بین دو زن ترسیم می‌کند.
اولین زن ماریا است که زمانی مسیحی بوده‌است و خاطرات شیرینی از دوران خلافت علی دارد که به منزل آنها سر می‌زده‌است و دستگیر فقر و تنگدستی‌شان بوده‌است. دیدن شوذب، ماریا را به یاد علی می‌اندازد و همین بتدریج علاقه او را به شوذب شکل می‌دهد. ماریا که پس از مرگ مادر به دیر سپرده شده و به قالب راهبه مسیحی درآمده است، همچنان دل در گرو عشق شوذب دارد و برایش پیام‌هایی عاطفی می‌فرستد و در مواجهه بین این دو، شوذب نیز گرفتار عشق ماریا می‌شود.

اما زن دوم یک یهودی است به نام حمیرا که با شمایل کولی‌وار خویش، دل شوذب را می‌فریبد و او را بتدریج با وسوسه به راهیابی بیشتر به دستگاه خلافت امویان، از ایمان دور می‌سازد.

به این ترتیب این سریال در یک عرصه دوسویه شکل می‌گیرد: سویه‌ای که نهایتش به سعادت ختم می‌شود و سویه‌ای که فرجامش جز شقاوت نیست و اکنون شوذب باید بین این تنگنا راهی را برگزیند. شوذب نهایتاً با ماریا ازدواج می‌کند اما به دلیل رفت‌وآمدهای مکرر حمیرا نسبت به او بی محبت شده و ماریا او را ترک می‌کند. ماریا در هنگام زاییدن پسرش از دنیا می‌رود و شوذب نیز با حمیرا ازدواج می‌کند. اما چند سال بعد پسر شوذب، زید، اتفاقی عاشق ربابه دختر حمیرا می‌شود و در این راه کشته می‌شود. شوذب هم دیوانه شده و ربابه را در مجلس عروسیش می‌کشد. اما نهایتاً به وسیله سواری از زندان نجات می‌یابد.