برچسب منصور ظهوری

آب کثیف (کوتاه) 1404

آب آشامیدنی کمیاب شده و تنها در اختیار افرادی خاص برای فروش احتکار شده؛ در این زمان مادری باید برای نوزادش آب تهیه ‌کند قبل از این که نوزاد از بی‌آبی جان بسپارد...

طلای سرخ 1381

حسین آقا فردی است با سابقه حضور در جبهه که به عنوان پیک موتوری در یک پیتزافروشی کار می‌کند. به خاطر سفارش‌هایی که از مناطق مرفه شهر به او می‌رسد با زندگی طبقهٔ بورژوای تهران آشنا می‌شود. از طرفی در چندین مواجهه با یک طلافروشی، مورد تمسخر و اهانت قرار میگیرد. سیر او در بین افراد طبقه مرفه جامعه و نگاه به جایگاه خودش در اجتماع و تاثیرات روحی مورد اهانت قرار گرفتن توسط صاحب طلافروشی، باعث میشود دست به یک جنایت بزرگ بزند.

پیدا و پنهان 1391

این مجموعه تلویزیونی یک سریال اپیزودیک است که در هر قسمت آن به یکی از پرونده های امنیت ملی می پردازد و زندگی ماموران امنیتی و اطلاعاتی را به تصویر می کشد.

مینای شهر خاموش 1385

دكتر بهمن پارسا، پس از سي و سه سال از آلمان به ايران برمي گردد. با يكي از دوستان قديمي پدرش (پيرمردي به نام قناتي) و راننده بيمارستان،‌بهرامي به زادگاهشان (بم) مي روند. دكتر پارسا در پي عشق گمشده اش مينا، در بم مي گردد و رابطه اش تدريجاً با قناتي و بهرامي عميق تر مي شود.

نیوه مانگ 1385

"مامو"، نوازنده‌ پير و سرشناس کردستان، همراه فرزندانش سفري را براي اجراي کنسرت در عراق پس از صدام آغاز مي‌کند. در اين سفر، کاکو مرد ميان‌سالي که خود را ارادت‌مند مامو مي‌داند، به عنوان راننده و با اتوبوسي که از دوستش قرض گرفته است، او را همراهي مي‌کند. مامو يکي‌يکي فرزندانش را که در نواحي مختلف زندگي مي‌کنند جمع مي‌کند، اما آخرين پسرش پيش از سوارشدن به اتوبوس از پدر مي‌خواهد دقايقي از ماشين پياده شود. پسر به مامو مي‌گويد که "پير" روستا گفته که بهتر است مامو به اين سفر نرود زيرا هنگامي که ماه کامل شود براي او اتفاقي خواهد افتاد. مامو مي‌گويد به هر طريق که باشد اين سفر را ادامه خواهد داد زيرا سال‌هاست جلوي کارش گرفته شده است. مامو به سراغ زن خواننده‌اي به نام هشو (به معناي خوشه‌ انگور) مي‌رود که سال‌هاست همراه 1334زن ديگر در تبعيد زندگي مي‌کند اما هشو صداي پيشينش را همراه با اعتماد به نفس از دست داده است. آن‌ها در مسير عبور از مرز با حوادث و موانع متفاوتي روبه‌رو مي‌شوند.

قند تلخ 1387

اين فيلم كه موضوعي اجتماعي، ورزشي و بهداشتي دارد، تلاش و فداكاري‌هاي مادري را براي نجات فرزند ورزشكارش به تصوير مي‌كشد.

دو زن 1377

فرشته نام آور پس از قبولي در دانشگاه براي ادامه تحصيلات به تهران مي آيد. اما پس از مدتي بدليل مزاحمت هاي مكرر فردي به نام حسن نجفي مجبور به بازگشت به اصفهان مي شود. فرشته كه در اصفهان نيز از مزاحمت هاي حسن در امان نيست در جريان تعقيب و گريز بر اثر سانحه تصادف باعث مجروح شدن كودكي مي شود و حسن نيز به جرم قتل غيرعمد و ايجاد مزاحمت محكوم به 13 سال زندان مي شود. فرشته به كمك يكي از آشنايان خود به نام احمد با پرداخت ديه آزاد شده و عليرغم ميل خود با احمد كه فردي متعصب و بدبين است ازدواج مي كند. حسن كه پس از آزادي خود درصدد گرفتن انتقام از فرشته است در جريان درگيري با احمد او را با ضربات چاقو مجروح مي سازد. فرشته با احمد به تهران آمده و با كمك دوست قديمي خود، رويا، احمد را بستري مي كند ولي احمد به دليل شدت جراحات وارده جان خود را از دست مي دهد.