عمو سبیلو، عمو دلبر و گلی، سه تا عروسک هستند که روزی برحسب اتفاق به خانۀ علی وارد میشوند.
ماجرا از این قرار بود که روزی عمو دوستی، صاحب عتیقهفروشی محله، راز بزرگی را که در یک چمدان کرمرنگ مخفی کرده بود، به علی که تنها فرد قابل اعتماد او بود میسپارد. راز بزرگ او سه عروسک به نامهای عمو سبیلو، عمو دلبر و گلی خانم هستند که میتوانند حرف بزنند و حرکت کنند. عمو دوستی متوجه شده بود که کسی قصد رُبودن عروسکها را دارد. او برای اینکه عروسکها را از شرّ دزد نجات دهد مجبور میشود موقتاً آنجا را ترک کرده و عروسکها را در جای امنی پنهان کند. علی هم قول میدهد در این مورد به هیچکس چیزی نگوید. از طرفی دایی علی که در شهرستان زندگی میکند بدلیل اینکه هم درس میخواند و هم کار میکند، پدر و مادر علی یک اتاق در اختیار او قرار دادهاند و علی نیز از این فرصت استفاده کرده و عروسکها را در اتاق دایی نگهداری میکند. اما چطور این سه عروسک که چندان هم ساکت و بیسر و صدا نیستند میتوانند صحبت کنند، خود راز دیگری است که باید ببینید...