سایه روشن 1390
نازنین زنی 37 ساله است که یکسالی است از مرگ شوهرش میگذرد. او به همراه دو فرزندش علیرضا و پویا زندگی میکند. نازنین به اطرافیانش میگوید که ویزیتور یک شرکت است اما در موقعیتی متوجه میشویم او فروشنده مواد مخدر است...
نازنین زنی 37 ساله است که یکسالی است از مرگ شوهرش میگذرد. او به همراه دو فرزندش علیرضا و پویا زندگی میکند. نازنین به اطرافیانش میگوید که ویزیتور یک شرکت است اما در موقعیتی متوجه میشویم او فروشنده مواد مخدر است...
با برخورد ماشین یکی از اهالی ساختمان ۸۵ با دیوار پارکینگ، بقایای مربوط به یک جنازه لابهلای دیوار یافت میشود. از آنجا که تعداد قابل توجهی از ساکنین ساختمان، به کار خلاف مشغولند؛ با باز شدن پای پلیس برای حل پرونده قتل، آنها نیز درگیر ماجراهایی میشوند...
زنی به نام ثریا (گوهر خیراندیش) که در جوانی پرستار زایشگاه بوده، بر اثر اتفاقی که در زندگی او میافتد (توسط رئیس بیمارستان محل خدمت او از بیمارستان اخراج میشود)، تصمیم به انتقام میگیرد. او اسامی سه نوزاد (که روی دستهای آنها برچسب زده شده) را هنگام تولد در بیمارستان، عوض میکند.(که یکی از آنها دختر رئیس بیمارستان بوده) اما سالها بعد پشیمان شده و در حالی که در زندان، روزهای پایانی زندگی را می گذراند، از یک مدد کار اجتماعی به نام شیوا (یکتا ناصر) که خود نیز-به اتهام قتل همسرش دانیال -، با او هم بند بوده و حالا آزاد شده، میخواهد که آن سه دختر را پیدا کند و نزد او بیاورد. آن سه دختر نیز که خود از طبقات مختلف جامعه میباشند و حالا بزرگ شدهاند، به زندگی خود مشغول هستند، نیکی دختر رئیس بیمارستان که خود دختری به نام نیلو دارد و بعد از فهمیدن عوض شدن نوزادان میترسد همسرش او را رها کند، گیلدا دختری که عقده پولدار شدن دارد و وقتی متوجه راز جابه جایی نوزادان میشود آرزو میکند کاش دختر رئیس بیمارستان باشد او که با پسرخاله و مادر خود زندگی میکند بیشتر از دو دختر دیگر خواهان مشخص شدن واقعیت است و مژگان کارمند بانک که همراه خانواده خود روزگار را سپری میکند و زندگی خود را خیلی دوست دارد. این سه دختر با یکدیگر دوست شده و در تلاش برای یافتن حقیقت هستند و شیوا نیز به آنها کمک میکند. از طرفی شیوا همسایهای مخوف دارد که در آخر داستان به اتهام قتل دستگیر میشود.
داستان این مجموعه تلویزیونی درباره یک گروه خرابکار حرفهای است که به واسطه آشنایی با سیستمهای کامپیوتری قصد دارند دست به اقداماتی علیه امنیت مردم بزنند. با انجام اولین عملیات، پلیس وارد ماجرا میشود در این میان سرگرد صابری از افسران زبده پلیس مأمور میشود مجرمان پرونده را شناسایی و دستگیر کند.رفته رفته همه نشانههای موجود به زنی به نام «مانا» میرسد که طراح اصلی گروه خرابکار محسوب میشود اما پیدا کردن این زن آنقدر که در ابتدا تصور میشد ساده نیست. در مسیر پیدا کردن این مجرم ماجراهای بسیار دیگری به وقوع میپیوندد.
این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است و در هر قسمت مضمون و پيامی دينی و اخلاقی را مورد توجه قرار میدهد و تلاش دارد تا در لحظات نسبتا حساستری از زندگی روزمره در مرحله تصمیم، تردید، لغزش و… رویکردهای اخلاقی را با جزئیات بیشتری تأکید و مرور کند. درون مایههای اخلاقی با نگاهی به قشر متوسط جامعه دست مایه های اصلی و مضمونی این مجموعه را رقم زده است.
این فیلم دربارهٔ دختری است با بازی ترلان پروانه که از شهرستان به تهران میآید و تلاش میکند تا با خودروی «فِراری» چندین میلیاردی، عکس یادگاری بگیرد . او چون جایی را ندارد شبها را در بیمارستانها و مکانهای عمومی میگذراند. در این حین بامردی مسافرکش با بازی محسن تنابنده، آشنا میشود. راننده پس از شنیدن داستان دختر قصد کمک و نصیحت دختر را دارد و در این میان حوادثی نیز اتفاق می افتد.
داستان دربارهي مادريست كه پس از مرگش، فرزندان او به خانهاش ميآيند و از طريق پرستار مادر متوجه ميشوند كه وصيت كرده كه سه روز پس از مرگش او را به خاك بسپارند. اين وصيت عجيب فرزندان و خانواده را متعجب كرده و با چالش روبرو مي كند.