برچسب ملیکا طایفه

بدنام 1404

«بدنام» روایتگر یک داستان عاشقانه پیچیده و ملتهب است که حول محور دختری به نام «یلدا» شکل می‌گیرد؛ دختری که ناخواسته وارد یک رابطه و بازی خطرناک می‌شود. در ادامه، داستان به یک مثلث عشقی میان چند شخصیت از نسل‌های مختلف تبدیل می‌شود؛ عشقی ممنوع که برای هیچ‌کدام از شخصیت‌ها پایان خوشی ندارد.

شهر گربه ها 2 1401

گرفسور در حال آزمایشات مختلف بر روی یکی از گربه های اهالی گربستان است. او قصد دارد با پژوهش روی گیاهان راهی برای طولانی کردن عمر گربه ها پیدا کند. حاکم شهر گربه ها از طریق مشاورش تیزگربه متوجه تحقیقات و توانایی گرفسور شده و قصد دارد گرفسور را برای طولانی شدن عمر خودش به خدمت بگیرد. گرفسور لاجرم پیشنهاد را پذیرفته و راهی شهر گربه ها می شود. گربه های گربستان نیز از سخت گیری های پلیس گربستان به تنگ آمده و قصد رفتن به شهر گربه ها را دارند غافل از اینکه….

شهر گربه ها 1398

گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...