بی ستاره 1388
احمدرضا در ایران عاشق دختری به نام ستاره می شود و با او ازدواج می کند.سپس برای کار به ژاپن می رود و در آنجا نیز با دختری دیگر ازدواج می کند! و صاحب یک دختر می شود. احمد رضا بعد از ۷ سال به ایران باز می گردد ...
احمدرضا در ایران عاشق دختری به نام ستاره می شود و با او ازدواج می کند.سپس برای کار به ژاپن می رود و در آنجا نیز با دختری دیگر ازدواج می کند! و صاحب یک دختر می شود. احمد رضا بعد از ۷ سال به ایران باز می گردد ...
داستان مشتریهای یک کافی شاپ که ماجراهای جالبی دارند که هر قسمت داستان جداگانه دارد . صاحبان این کافی شاپ یک خواهر و برادر هستند به اسم امید و آرزو ...
در این سریال، در قالب روایتی طنز، زندگی قشرهای مختلف شهر در کنار یکدیگر به تصویر کشیده شدهاست. تمام داستان در قسمت اول در یک آپارتمان میگذرد که چند همسایه در آن زندگی میکنند؛ از جمله یک دکتر و پسرش، زن و شوهری جوان و پیرزنی با دخترش.
گروه جدیدی برنامهساز، شامل چند جوان با روحیات مختلف است، که تولید برنامهٔ «در شهر» (از برنامههای اجتماعی شبکهٔ تهران) را در دست گرفته، و در هر برنامه با پرداختن به موضوعی، گزارش تهیه میکنند، که این گزارش آنها را با داستانی پیوند میدهد.
این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی میگردند.
داستان مجموعه تلویزیونی ورثه آقای نیکبخت ماجراهایی است که در پی یک ارثیه که قرار است از آقای نیکبخت به وراثش برسد اتفاق میافتد اما در این بین اتفاقات زیادی رخ میدهد
داستان این سریال در یک بیمارستان می گذرد.در این بیمارستان چند پزشک در حال گذراندن دوره هستند تا تخصص خود را در رشته مغز و اعصاب بگیرند.
تیمور گلچین مرد مسن، خودخواه و ثروتمندیست که تمامی دارائیش را فروخته و در امر ساختمان سازی در دوبی سرمایه گذاری کرده و برای همیشه به آنجا می رود. در مسیر فرودگاه او با حاجی فیروزی برخورد لفظی پیدا می کند و حاجی فیروز به او از آه مظلوم و عدم ثبات روزگار میگوید. در دوبی تیمور به طور غیر منتظره ای با عوارض بحران اقتصادی جهانی مواجه می شود و میفهمد شریک ایرانی اش فرار کرده است و…