برچسب معین رحمان زاده

شوالیه سیاه (حکایت شمرون) 1401

این فیلم زندگی جوانانی را نشان می‌دهد که به دلیل اختلاف با خانواده از منزل طرد شده‌اند و با واقعیت‌ها و خشونت‌های جامعه مواجه می‌شوند. ایمان و پایار، دو برادرند که پس از مرگ ناگهانی مادر به بحران روحی دچار می‌‌شوند و برای مقابله با آن، راه‌های متفاوتی در پیش می‌گیرند: ایمان به مصرف و فروش مواد مخدر روی می‌آورد و پایار به بوکسوری موفق بدل می‌شود.

لیپار 1400

«لیپار» درباره زندگی برکت، نوجوانی عاشق سینما است که برای یافتن مادرش و دنبال کردن علاقه‌اش به بازیگری به هند سفر می‌کند.

روشن 1399

روشن، مرد میانسال عشق بازیگری، نمی‌تواند خانه ثبت‌نامی‌اش را بگیرد و در آستانه فروپاشی همه‌چیز، تصمیم می‌گیرد نقشش را بازی کند.

دو سگ 1399

ايمان و سجاد دو مرد جوانند، كه با مشكلات رايج سى ساله هاى ايران امروز، نظيرِ بيكارى، افسردگى و عدم اعتماد به نفس دست بگريبانند. ايمان مشغول ترجمه كتابى از فرانز كافكا بنام “تحقيقات در مورد يك سگ” به فارسي ميباشد. وي همزمان تاكسي هم ميراند. مسافران او شباهت به كاراكترهاى داستان در كتاب كافكا دارند. سجاد دوست صميمى ايمان از ظاهر خود ناراضي است و سعى در جمع آورى پول جهت جراحى دارد. هر دو نفر صاحب سگهايى هستند كه بسيار شبيه صاحبانشان ميباشند. سگ ها كه معمولا مورد لطف خانواده اين دو مرد جوان قرار نميگيرند، مونسى براى كنار آمدن آنها با تنهايى در جامعه سنتى ايران هستند.

صحنه زنی 1399

صحنه زنی داستان گروهی خلافکار را روایت می کند که سردسته آنها «اسد» است. اسد همراه با گروهش صحنه های جعلی تصادف می سازد تا از بیمه خسارت بگیرد.

تومان 1398

داستان این فیلم در چهار فصل رخ می‌دهد:

بهار: داوود (میرسعید مولویان) کارگر یک کارخانهٔ تولید لبنیات در گنبد کاووس است. او یادگیری شرط‌بندی را از سرمایه‌گذاری روی کارت‌های توتو-برای پیش‌بینی نتایج فوتبال- آغاز می‌کند و پس از مدتی به استعداد خود در پیش‌بینی نتایج پی می‌برد. همین اتفاق باعث می‌شود که او در همراهی با دوستانش عزیز (مجتبی پیرزاده)، یونس (ایمان صیادبرهانی)، محمد (سجاد بابایی)، علی (حامد نجابت)-و نامزدش آیلین (پردیس احمدیه)- کار را رها کرده و زندگی خود را صرف شرط‌بندی کنند.

تابستان: داوود و دوستانش سطح شرط‌بندی‌های خود را بالا برده و با سودهای به دست آمده از شرط‌بندی‌های پیشین یک خانه می‌سازند.

پاییز: یونس-که سوارکار مسابقات اسب‌دوانی است- در شرف یک شرط‌بندی سخت قرار می‌گیرد. بین داوود، آیلین و عزیز اختلافاتی صورت می‌گیرد. داوود تصمیم می‌گیرد روی مسابقات اسب‌دوانی شزط‌بندی کند.

زمستان: داوود پس از چند باخت جدی، تصمیم می‌گیرد که به تهران کوچ کند…

گشت ارشاد 3 1399

حسن و عطا پس از سال ها به ایران برمی گردند. آن ها به اجبار برای امرار معاش به نوازندگی در خیابان‌ ها می‌ پردازند، پس از مدتی سودای خوانندگی آن ها را رها نمی‌ کند تا این که تصمیم به انتشار آلبوم موسیقی می‌ گیرند. اما به لحاظ مالی در تنگنا هستند پس تصمیم می‌گیرند به سراغ یک زمین‌ دار بزرگ در لواسان که نقش او را بهنام بانی بازی می‌ کند رفته او را بدزدند. اما پس از مدتی با او دوست می‌ شوند و زمین‌ دار بزرگ تصمیم می‌ گیرد از حسن و عطا حمایت کرده و تمام هزینه تولید آلبوم موسیقی آن ها را تقبل کند. در این مسیر ناگهان اتفاقات عجیبی روی می‌ دهد که هر سه آن ها را دچار دردسرهای بزرگی می‌ کند.

بندر بند 1399

مهلا به همراه همسر و سایر اعضای بندربند سفر خود را از یک استان جنوبی که درگیر سیل شده به سوی پایتخت آغاز می کنند...