زیر حکم 1398
فیلم شماره 29، فوتبال برای بچه های حاشیه شهر یه بازی نیست، یه جنگه نابرابره وسطِ یک مستطیلِ بدون سنگر و خاکریز…
این مجموعه دربارهٔ مادری است که پنج فرزند دارد و نزد یکی از آنها در شمال کشور زندگی میکند، اما روزی مادر مفقود میشود و به همین دلیل اتفاقات متعددی رخ میدهد.
این سریال با محوریت قصه آدمهای مختلفی است که در زندگی چالشهایی برای آنها پیش میآید، اما این چالشها را با ایمان، توکل و آگاهی حل میکنند و داستانش پیرامون روایت و دلدادگی آدمهای مختلف به امام حسین(ع) است که در موکبی در ایستگاه راه آهن شلمچه میگذرد و به گفته کارگردان آن سعی شده تا با نگاهی نو و در یک لوکیشن واحد داستان این افراد بیان شود.
این فیلم داستانی اجتماعی را روایت میکند و مخاطب آن عمدتاً جوانان بهخصوص دهه هشتادیها هستند.
این سریال قصه جوانی به نام یوسف در دهه پنجاه را روایت میکند که به دلایلی دچار درگیری های مسلحانه میشود که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت. در سال ۱۳۵۳ در دانشگاه مرگ جوانی رخ می دهد و همین موضوع باعث شورش برادر و دوستانش می شود. بحرانهای آن سال و فضای سنگین این دوره به همراه شور جوانی، یوسف را وارد بازی پیچیده و سهمگینی می کند که خشونت و اسلحه تنها راهکار عملی او می باشد. در ادامه سریال کار به جایی میرسد که او باید مخفیانه در شهر تهران زندگی کند و این گونه روزگار را بگذراند.
در موضوع مجازات جایگزین، به افرادی که سهوی مرتکب جرم کوچکی میشوند که با ندامت، دیگر نیت تکرار آن را نداشته باشند، فرصتی داده میشود تا به جای سپری کردن دوران محکومت خود در زندان، مجازاتهای جایگزینی را که شامل یک فعالیت اجتماعی میشود به انجام برسانند…
داستان سریال دربارهٔ بهرام گردآوری و همکارش صحبت مامانی است. بهرام تهیهکنندهای مقروض است که عوامل توليدش حکم جلب او و مدیر تولیدش صحبت را گرفتهاند. بهرام در تلاش است تا با دریافت سفارش کاری جدید از تلویزیون، آبروی از دست رفته خویش را به دست آورد اما ماجزاهای فراوانی برایش پیش می آید…