از ما بهترون 1384
داستان فيلم "از ما بهترون" درباره مشكلاتي است كه در روز 13 فروردين ماه براي خانواده اي پيش مي آيد.
داستان فيلم "از ما بهترون" درباره مشكلاتي است كه در روز 13 فروردين ماه براي خانواده اي پيش مي آيد.
مدیر مدرسه ای در روستا، رابطه صمیمانه با بچه ها ندارد، او با وجود معالجات صاحب فرزندی نشده است، تصمیم میگیرد از امام رضا حاجت خود را طلب کند.
این مجموعه داستان زندگی دو خواهر دوقلو است که در کودکی از هم جدا شدهاند و یکی در خانوادهای مذهبی و دیگری در خانوادهای ثروتمند بزرگ شدهاند. این دو خواهر در سن پیری همدیگر را پیدا میکنند، خواهر ثروتمند دامادی دارد که میخواهد تمام ثروت مادر زنش را بالا بکشد، در این میان خواهر دو قلویش متوجه میشود و…
رضا جوانی است که در پیک موتوری کار میکند یک روز دو سارق چکهایی را که رضا برای نقد کردن و رساندن به دست مشتری به بانک برده بود سرقت میکند او در پی یافتن سارقان با آرش آشنا میشود و بالاخره به یک شخصی معروف به دکتر میرسد که از خلافکاران است و…
داستان این سریال دربارهٔ پسری به نام مسعود است که به عنوان خواستگار به خانه خانواده پزشکی میرود که این خواستگاری ساده بر اثر اتفاقاتی به حادثهای بزرگ تبدیل میشود.
محوریت اصلی سریال زخم، زنانی است که به عنوان مشاور در نیروی انتظامی مشغول به کار هستند. داستان این سریال دربارهٔ سروان الهام پویا با بازی اوتادی است که دانشآموخته روانشناسی و فارغالتحصیل دانشکده افسری بوده و به عنوان مشاور و مددکار در کلانتری ۱۳۲ مشغول به کار میشود. او که به خاطر انتخاب چنین شغلی به شدت با پدرش دچار مشکل است، حالا در مواجهه با چالشهای اجتماعی درگیر معضلات و مشکلات بزرگتری میشود …
این سریال درباره دختری بهنام محبوبه (عاطفه نوری) است که در پی بدرفتاری پدرش، از خانه فرار میکند. این دختر 16ساله، ویژگیهای شخصیتی عجیبی دارد؛ او در باندهای مختلف تبهکاری حضور داشته و وقتی توسط پلیس دستگیر می شود، با یک باند مواد مخدر در ارتباط بودهاست. با آغاز بازجویی از وی، حنانه (لادن مستوفی)، یکی از مددکاران اجتماعی، تصمیم میگیرد به نزد استاد خود برود تا از او درباره برخورد با این دختر راهنمایی بگیرد...
کشاورز نمونه روستایی به نام فریدون، علاقهمند کار مطالعه و تحقیق و پیوند انواع گیاهان است. او نمیخواهد زن بگیرد و معتقد است ازدواج برای دانشمندان ضرر دارد. دایی او رئیس شورای روستاست. او مرد مقتدر و با ابهتی است که دوست دارد دخترش با فریدون ازدواج کند. اما فریدون دوست ندارد این ازدواج سر بگیرد و از سویی توان مقابله با داییاش را هم ندارد. سرانجام تصمیم میگیرد از روستا فرار کند تا داییاش نتواند فکرش را عملی کند به همین دلیل به تهران میآید اما در همان ابتدای کار شیفته دختری میشود.