معرفی آیرون میدن – رقیب حسود بلک ویدو
آیرون میدن دنیای کمیکهای مارول که شخصیتی چندان شناخته شده نیست، مانند همان ماسک سیاه فلزی عاری از احساسی که بر صورتش میزند، هنوز شکل خاصی به خود نگرفته و مسیر مشخصی را دنبال نمیکند.
آیرون میدن دنیای کمیکهای مارول که شخصیتی چندان شناخته شده نیست، مانند همان ماسک سیاه فلزی عاری از احساسی که بر صورتش میزند، هنوز شکل خاصی به خود نگرفته و مسیر مشخصی را دنبال نمیکند.
اونجرز یکی از سرشناسترین و قدرتمندترین گروههای ابرقهرمانی دنیای مارول محسوب میشود. اعضای آن جزو مشهورترین و نیرومندترین شخصیتهای دنیای مارول هستند؛ از هالک شگفت انگیز تا ثور، خدای رعد ازگارد. برای پیوستن به این گروه باید بتوانید از پس هر خطری که زمین و مردمش را تهدید میکند بربیاید. شاید عجیب باشد که ببینید ناتاشا رومانوف، با نام مستعار بلک ویدو (بیوه سیاه)، به عنوان یک جاسوس و آدمکش در این گروه ابرقهرمانی حضور دارد.
ونوم شاید در ابتدا صرفاً به عنوان یک لباس فضایی پا به دنیای کمیکها و روایتها اسپایدرمن گذاشت اما کمکم به عنوان یک شخصیت مستقل شناخته شد و حتی نژادی به نام سیمبیوتها را به کمیکهای مارول اضافه کرد. سیمبیوتهای زیادی را در دنیای مارول میتوان یافت که اکثر آنها مستقیم به خود ونوم مربوط میشوند. یکی از آنها رایت نام دارد؛ سیمبیوتی که از ونوم استخراج شده و فرزند او محسوب میشود.
برای سوپرمن، با وجود سابقه طولانیای و شهرت زیادی که در دنیای کمیکها دارد، اما از نظر ویلنهای شاخص گزینههای زیادی روی میز نمیبینیم. حتی اکثر مشهورترین ویلنهای مرد پولادین نیز برای عموم مردم ناشناخته هستند. دیگر چه برسد به یکی از ویلنهای کمتر شناخته او با نام بلاد اسپورت!
شاید تصویر میکنید نخستین بار که جاستیس لیگ دور هم جمع شد، برای مبارزه با موجودی وحشتناک مثل دارکساید یا اسپنولف بوده است، اما باید گفت تصوراتتان اشتباه است. بار اولی که اعضای جاستیس لیگ در کمیکهای دیسی دور هم جمع شدند، برای مبارزه با استارو بود.
چه کسی ترسناکترین ویلن دنیای کمیکهای دیسی است؟ بیخیال جوکر، او چیزی جز یک دلقک نیست. به لکس لوتر هم فکر نکنید، او حتی نمیتواند موهایش را بلند کند. دارکساید را نیز کنار بگذارید، چرا که حتی او نیز در برابر قدرت پولکا داتها ناچیز است! درست است، داریم در مورد پولکا دات من صحبت میکنیم.
معمولاً وقتی صحبت از کمیکهای مارول و داستانهای ابرقهرمانی میشود، ذهنمان به سمت شخصیتهایی میرود که با قدرتهای فرا انسانی و ماورایی، با سبکهای مبارزه متکی بر قدرتها و تواناییهای غیرطبیعیشان، به تقابل با شرارت میروند. اما ماجرای شانگ چی فرق میکند.
در فیلم Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings شاهد حضور ده حلقه هستیم که در عنوان فیلم نیز به آنها اشاره میشود. این حلقههای ابتدا در اختیار ماندارین (Mandarin) هستند که از آنها در مبارزات خود استفاده میکند.