برچسب مطالب طنز

توهم خنده دار مردانه

این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.

طنز – خیانت و دوستی

رفت توی اتاق و مطمئن شد كه اونی كه بستری هست همون كسی هست كه شوهرش را كشت. اینجا بود كه زن مسعود به فكر انتقام افتاد. از اتاق بیرون رفت و یك سرنگ را پر بنزین كرد و آمد خودش را پرستار كشیك معرفی كرد و سرنگ پر از بنزین را در بدن محمود خالی كرد.